هفت ساله بود و عروسک به بغل گریه می کرد  

من هنوز همان دختر بچه ی هفت ساله ام که اول مهر یازده سال پیش، صدای تق تق جامدادی سبز رنگش همه ی خیابان را گرفته بود. همان دختر بچه ای که مقنعه ی یاسی رنگش را جلوی در مدرسه سر کرد. منِ امروز، همان دختر بچه هفت ساله بود. دختر بچه ی هفت ساله ای که اینبار کوله پشتی مشکی بر دوش داشت و به جای تق تق جامدادی سبز رنگ، صدای تق تق جعبه ی فلزی داخل کوله اش همه ی کوچه را گرفته بود. من همان دختربچه ی هفت ساله ام، که در هفت سالگی عروسکی نداشت و در هجده سالگی عروسک

ادامه مطلب  

روز دانشجو  

با فرارسیدن 16 آذر و روز دانشجو فرصتی دوباره برای بررسی هویت تاریخی و رسالت ملی و دینی دانشجو ، فرا روی ما قرار می گیرد . ضمن بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان دانشجو و تبریک این روز به همه دانشجویان همیشه سربلند کشورمان ، نوشتار حاضر ابتدا به بررسی تاریخی 16 آذر ، علل ، اهداف و نقش آن در شکل گیری جنبش دانشجویی پرداخته و رسالت این جنبش را در شرایط کنونی مورد تحلیل قرار می دهد .  

ادامه مطلب  

باور کن مرد زندگی نیست !  

این نکته برا دوستای دختر خودم ،ببین خواهرم!دوستم!قلبم، پسری که حتی حاضر نیست جواب یه دختر رو نداده رد بشه،پسری که هر چی دختر غریبه بیشتر با ناز و ادا باهاش حرف بزنه در مقابل بیشتر حرفاشو میکشه و راحت تر حرف میزنه،باور کن مرد زندگی نیست ، باور کن مرد زندگی نیست تا زمانی که بهت میگه خجالت میکشه جواب یه دختری که اصلا نمیشناسه رو نده!مرد زندگی نیست وقتی که میدونه دوست نداری و جوابش رو میده،تا کی میخوای بفهمی خدا میدونه ...
تا ارائه نکات بعدی خدا نگ

ادامه مطلب  

آیا من متفاوتم؟ یا اینا؟!!:|  

در حال حاضر در محیطی به سر میبرم که نزدیک ترین آدم به من احساسی ترین دختر اتاق از نظر قدرت تخیل و دوست داشتن کارتون ها هست. و بعد هم اون دختری که رتبه اش دوهزار شده و خودش انتظار زیر ۱۰۰۰ داشته.
اولی از نظر تخیل و دومی از نظر سطحی که در محیط دبیرستان درش حضور داشته.
 
چند روز پیش تولد یکی از بچه ها بود، بقیه میخواستن تو اتاق سوپرایزش کنن که خب منم جزوشون بودم. ولی خب چون من سرم شلوغ بود نشد به من بگن در واقع اصلا همو ندیدیم و کلا خیلی شلوغ بود  سر ه

ادامه مطلب  

موهای تو شعرند ...  

دختر که باشی هر  روز موهای تاب دارت  را شانه می زنی برای دل خوشی ات انها را با سلیقه ی خودت  فر می دهی ...اتویشان میکنی. گل سرها ی دوست داشتنی ات را هر روز روی انها می نشانی گاهی  انها را همراه باد رها می کنی و از رقصیدنشان لذت می بری وقتی شاد و سرحال باشی، اجازه می دهی هوا در لابلای انها قدم بزند و گاهی خورشید نورش را روی انها بپاشد. دختر که باشی خوشحالیت را با رها کردن موهایت در باد نشان میدهی و غمت را با بستن و به دار کشیدن موهایت  پنهان میکنی دخ

ادامه مطلب  

ششمین دختر  

معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»
معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ یک بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنیا بیاورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ

ادامه مطلب  

دختر ژیمناست بدون حجاب 10 ساله به کمیته انضباطی فراخوانده شد  

پدر دختر ژیمناست ایرانی می گوید که دختر او به مسابقات ژیمناستیک مالزی نرفته است و عکس‌های منتشر شده مربوط به تمرینات دخترش در ارمنستان است.به گزارش ایسنا، بعد از انتشار تصاویری از  دختر ژیمناست حدودا 10 ساله ایرانی و واکنش فدراسیون به این موضوع، پدر این دختر می گوید که اصلا در مسابقات مالزی حضور نداشته‌اند. در این شرایط به نظر می‌رسد که این موضوع بهانه‌ای شده برای تسویه حساب برخی اختلافات شخصی در ژیمناستیک.فرشید عبدی پور ، رییس هیات ژیمن

ادامه مطلب  

علوم تحقیقات  

سابق بر این از این که دخترا دنبال من بودند لذت می بردم ولی واقعا الآن ن به دخترا ن به پسرا دانشگاه هیچ حس خاصی ندارم از آمار دادن آمار در آوردن هاشون تا خاله زنک بازیا تا ...... واقعا حس جالبی ندارم خیلی سعی کردم این ترم تو چشم نباشم ماشین خفن نیاوردم دانشگاه کسی تو اینستا اکی نکردم با تقریبا هیچ دختر جدید آشنا اونجوری نشدم اکیپ تشکیل ندادم و..... ولی نشد 
 Fuck you

ادامه مطلب  

عکس  

ددی اومده تو اتاقم میگه عکس خوب چی داری خخخخخ
میگم من همه عکس هام خوبه ، واسه کجا میخوای ؟ نکنه خبریه ؟ خخخخ
میگه این دخترای تهرانی کچلم کردن بس که میگن عکس دخترتونو
نشونمون بدید !
بهش میگم پدر من مگه دخترای تهرانی شما رو کچل کنن وگرنه با این حجم از مویی که شما
 رو سر مبارک داری ، عمرا کچل بشی !! خخخخ
غیر از اون پسره چش سفید و شریکمون دیگه هیچ کدوم از نیروها منو ندیدن ! همه
تازه نفس هستن ..  چند تا عکس نشونش دادم بابام میگه نه از این عکس ها نمیخوام
ی

ادامه مطلب  

ڪاش دنیا بهم یه دختر بده  

کاش دنیا بهم یه دختر بده
که هرچی نداشتمو بهش بدم
میخوام هرکی که نیستمو بهش بگم
کاش دنیا بهم یه دختر بده
که بهش بگم چجوری محکم بره
 
 
بغض نکنه جلوی اوزگل
که فکرش فقط به لـش بازیاشه ، شر میکنه
زن کتک میزنه برا مشتای دیگه داد کمک میزنه
کاش دنیا بهم یه دختر بده
که قول بده آدمارو باور نکنه
زود دل نده آغوششو راحت نکنه
مثه ابزار نشه برا یه شب نباشه
عشقُ تجربه کنه بنده ی تن نباشه
مثه مادرم نشه سکوت نکنه
از بلندپروازی هاش سقوط نکنه
کاش دنیا بهم یه دختر ب

ادامه مطلب  

چه کسی گفته؟؟؟  

چه کسی گفته باید در زندگی یک دختر مردی باشد که مدام به او تکس بدهد و دختر در هر شرایطی میخواهد باشد در اتوبوس شلوغی که نفس به سختی بالا می آید یا سر کلاس فلان استاد بد اخلاق ، باید بلافاصه که صفحه گوشی اش روشن شد جوابش را بدهد و اگر چند دقیقه فقط چند دقیقه دیر تر جواب دهند شخص مقابل صدایش را بیاندازد ته  گلویش تا مردانگی اش را ثابت کند...چه کسی گفته باید در زندگی یک دختر مردی باشد که مدام به او تکس بدهد و دختر در هر شرایطی میخواهد باشد در اتوبوس ش

ادامه مطلب  

عشق واقعی ...  

خیلی قشنگه . حتما بخونید .
پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!دختر: توباز گفتی ضعیفه؟پسر: خب… منزل بگم چطوره؟دختر: وااااای… از دست تو!پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟دختر:اه…اصلاباهات قهرم.پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.دختر: … واقعا که!پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟دختر: لوووس!پسر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی د

ادامه مطلب  

گرمت نمیشه با چادر؟  

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت:(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟)همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.دختر کوچول

ادامه مطلب  

دختر میگون  

دختر میگونم و امشب غزلخوانت شدم غافل و دیوانه و مست و پریشانت شدم
با لب می گونه ام در شرجی اغوش تو با همه مستی و نازم ساقی جانت شدم
من فدای طبع شیرین و لب پر خنده اتدر زمستان نگاهت ، چون بهارانت شدم
ای كه تفسیر لبان تو شده تعبیر عشقدر بهار بوسه ها باغ و گلستانت شدم
چشم تو دیدم که می آمد خراب و بیقرار ناله ها کردم ز درد و موج طوفانت شدم
همچو ماهم ، نور میگیرم ز خورشید رختدر شب یلدای تو ، فانوس پنهانت شدم
بس که با اسب خیالت تند می تازی به دل شازده زی

ادامه مطلب  

نگاه....  

همون روز دختر بچه ای پیششون اومد و گیر داده بود که من بستنی می خوام....دوست اون شخص هم بستنیشو داد بهش....دقایقی بعد وقتی دست اون شخص آبنبات دید گفت اونم می خوام....اون شخص با خنده مسخره ای گفت مریض میشی ها...دختر گفت نمیشم....و بلاخره با کلی نق نق آبنبات رو ازش گرفت....چند دقیقه بعدش که پیداش شد...اون شخص با حرص و حسرت گفت خوشمزس؟....اونم با نیشی باز سر تکون دادو دوید رفت ....اون شخص هم گفت بیشعوور من آبنبات می خوام....و یهو متوجه شد که حرفشو یکم بلند گفته وق

ادامه مطلب  

بکش آتش خورد پیش از گزند...........که گیتی بسوزد چو گردد بلند.......  

الان اومدم خونه . اعصابم خورد کرد این دختره احمق.
بعضیا رو اگه نکوبی سوار ادم میشن .
چرا بعضیا حد خودشونو نمی دون؟ . چرا حتما باید بترسن تا سر جاشون بشینن؟
ترسوندمش. خیلی زیاد . بیچاره.
خیلی رنگش پرید ترسیدم سکته کنه دختر احمق مردم.
دوستمم باهام بود اونم رنگش پرید . میگم تو چته من که نه داد زدم نه با تو حرف زدم. تو چته؟
میگه دیوونه بد اخلاق ترسناک دختر مردم مرد از ترس.
حقش بود .
وقتی کسی حد خودشو نمیدونه بالاخره باید یه جوری ساکتش کنی .!دهنشو ببندی! ص

ادامه مطلب  

مسلمانان همواره سعی دارند لیست بلند بالای زنان پیامبر اسلام را به گونه ای توجیه کنند  

عمولا دو دلیل عمده می آورند.می گویند ازدواج پیامبر برای تحت حمایت قرار دادن زنان بی سرپرست بوده.و همچنین می گویند این ازدواج ها سبب می شده میان پیامبر و قبایل عرب نزدیکی ایجاد شود و این را بهانه ای برای گسترش اسلام بیان میکنند.————————————————————در پاسخ باید گفت :پیامبر اسلام با عایشه و حفصه دختران ابوبکر و عمر ازدواج کرد.می دانیم که ابوبکر و عمر از اولین کسانی بودند که به پیامبر اسلام ایمان آوردند و همچنین هر دو از بزرگان و ثرو

ادامه مطلب  

فرزندان  

بنابر نقل شیخ مفید، امام جواد(ع) ۴ فرزند به نام‌های علی، موسی، فاطمه و امامه داشت. برخی دختران امام را ۳ تن به نام‌های حکیمه، خدیجه و ام کلثوم می‌دانند.در برخی از منابع متأخر از ام محمد و زینب نیز به عنوان دختران آن حضرت یاد شده است.

ادامه مطلب  

دلستر + موز (روز دانشجو)  

دوشنبه شب همین سه روز پیش بود که یک اس ام اس برام اومد که چهارشنبه تا شنبه می خوایم بریم مناطق زلزله زده برای کار فرهنگی.ما هم زنگ زدیم و اسممون رو نوشتیم. برای همین رفتم و غذای امروزم یعنی 5شنبه روز 16 آذر رو لغو کردم. چهارشنبه شب بود که با خودم گفتم چرا خبری از مسئولین کاروان نشد و چرا زنگی چیزی نزدند. گوشیم رو که نگاه کردم دیدم یک اس ام اس سه شنبه شب اومده و گفته که در صورت تصمیم قطعی برای حضور در مناطق زلزله زده تا آخر شب با ما تماس بگیرید. این ر

ادامه مطلب  

سوال!  

امروز بعضی خاطرات خیلی ناخوشایند توو ذهنم مرور شد ! ..نمیدونم چرا ؟.. ولی گمونم هرازچند گاهی برا هرکسی اتفاق بیفته
ولی از ته دل دعا میکنم اون اتفاقا و اون لحظه های تلخی که به من گذشت به هیچ کس نگذره سرِ هیچکس نیاد ......
من آدمِ غمگینیَم
ولی قبلنا غمگین نبودم ...یه دختر شاد بودم ..سرخوش ...شاداب ......
یه غم بزرگ توو دلم نشست 
من یه آدم دیگه شدم 
یه دختر دیگه.....
یکی که دیگه خیلی چیزا خوشحالش نمیکنه و خیلی چیزا ناراحتش نمیکنه! 
میخام ازش بنویسم .....ولی امشب

ادامه مطلب  

چالش بزرگ  

همیشه فک میکردم که کسی به من نگاه نمیکنه
یه روز گفتم رضااااااااااااااااا چی داری میگی واسه خودت
پسر باید به دختر نگاه کنه یا دختر به پسر ؟
این تویی که به کسی نگاه نمیکنی این تویی که هیچکسو ادم حساب نمیکنی و هی خودتو میگیری
این تویی که عاشق نمیشی رضاااااااااااااااااااا
رضا این تویی که کسی رو دوس نداری
هی نگو بقیه هی نگو بقیه هی نگو بقیه عاشقم نمیشن
این تویی که هرکی میاد طرفت نمیشه نمیشه نمیری طرفش ولش میکنی بهش توجه نمیکنی
بشمارم برات ؟ بشمار

ادامه مطلب  

 

هم مشکل ادرس نذاشتن بعضیا باعث شد تا یه دوست بیاد و کامنت بده به من و منم چون ادرس نذاشت نتونستم برم وبش و الان بعد چند وقت اومده و گفته خیلی بی معرفتی و باز طبق معمول ادرس نذاشته خو من چطور بیام وبت ؟؟؟؟؟من کامنتی رو که بخونم حذف میکنم  توام که هی ادرس نمیرنی مکه چند سال طول میکشه ادرس وارد کنی موقع کامنت دادن همش ده ثانیه طول میکشه  . الانم اگه باز اومدی و وبمو خوندی  ادرس نذاری اشتباهیی   بمون دو روز بعد بیا باز بگوم بی معرفت .  . یا یکی دیگه ا

ادامه مطلب  

سیاست رو باید کجا بذارم؟  

امروز توی اولین مناظره ی سیاسی عمرم شرکت کردم!
مناظره بین زیباکلام، سلحشوری، پزشکیان و دانشجویان.
جمعیت زیاد بود و توی سالن مولانا جا نبود که حتا روی زمین بشینن ملت. شلوغ بود سر و صدا می کردند، شعار می دادند و قاعدتن همه ی شعارها چپی بود!
چپی که چه عرض کنم، می تونم بگم تمام شعارها در مورد حصر بود...
فریاد می زدند: یاحسین   میرحسین
دختر و پسر! دخترها جیغ می کشیدند و می گفتند، پسرها فریاد می کشیدند...
دو ردیف جلوتر از من یه دختر چادری نشسته بود، زیر

ادامه مطلب  

این یا اون؟  

پاییز تموم شد. به همین راحتی. دلم براش تنگ می شه تا سال آینده.
دختر خاله مم عروس شد امشب. حس خاصی نداشتم.
همیشه وقتی می رفتم عروسی، دلم می گرفت و بغض می کردم.
بعد دلم می خواست اون لحظه رو با حامد داشته باشم. اما امشب...
هیچ حسی نبود. حتی حامد هم به تنهایی تو ذهنم نبود. نصف نصف، حامد، جاوید.
حامد رو می دونم چرا تو ذهنم بود. ولی جاوید رو نمی دونم.
به طرز خنده داری تا ذهنم می خواست بره سمت حامد، جاوید می پرید وسط!
منم در بی حسی کامل به هیچ کدوم فکر نمی کردم.

ادامه مطلب  

ازدواج!  

چرا پسرا اینطورین
یه پسری بود داخل فامیل زمانی که من مجرد بودم اومد خواستگاریم چیزی حدود هفت سال پیش بهش گفتیم نه 
بعد واسه دختر عموم 
بعدش واسه دوتا از نوه دایی های بابام
بعد واسه خواهر خودم
هیچکدوم مثبت نشد حالا بماند که اون وسطا واسه چند نفر دیگه هم رفته
بعد الان یه دختری بهش جواب داده تموم عکسای پرووفایلش شده تو زندگی منی،تو عشق منی و...
من مخالف این نیستم که چرا اینطوریه ولی حداقل بزار دوماه بگذره دوبار ببینیش بعد این حرفا رو بزن تازه جا

ادامه مطلب  

دلنوشته  

دلم یک دختر می خواد مثل فرنوش که وقتی عاشق میشه با تمام وجود عشق می ورزه دختری که اهل ادبیات هنره دختری که فارغ از هیاهو جهان و غرق در دنیای دخترونه خودشه دختری که خاکی و رو راسته اگه غمگینه واقعا غمگینه اگه خوشحال واقعا خوشحال و احساستش واقعا ابراز می کنه واقعا خودشه دلم یک دختر می خواد مثل الهام که باهوشه دوستاش بهش عشق می ورزند همیشه لیدر غم خوار و هد بوده دختری که عجیب ساختار شکنه عجیب با عقاید خودش زندگی می کنه چ درست چ غلط دختری که خیلی د

ادامه مطلب  

آیا دختر خانومی هست برای ازدواج؟  

دختر خانومی هست مابین سنین ۲۹ تا ۳۳ سال که بخواد همسر من بشه؟یک زندگی معمولی اما بدون تنش های ویرانگر...یک زندگی عادی اما عاشقانه ٔ آرام...یک زندگی ملایم و نرم که عمق داشته باشه و محتوا...
هست؟فرمود:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون آیه 21 سوره روم.و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای

ادامه مطلب  

آرامش  

صبح جلسه بودم به همکارا نگاه می کردم و اعتبار و حرمتی که دارم، به خودم گفتم داری چی کار می کنی؟ خودت رو درگیر مسائل بچگانه کردی؛جایگاهت و شخصیتت رو فراموش کردی؛ لعنت به فضای مجازی!
کمی به خودم اومدم! من همونی ام که مدیرم شخصی ترین مسائلی که ناراحتش می کنه رو میاد با من مشورت می کنه؛همونی که استادهام بین ۱۰۰تا دانشجو تعریف و تمجید و احترام خاص برام قائل بودن؛همون که معاونت مجموعه به چشم یک دختر قوی بهم نگاه می کنه؛روزانه چندین پیام دارم از دخت

ادامه مطلب  

جواب کامنت دوست عزیزمون  

چه توقعات بیجایی داری!!تو دختری واون پسر پس خیلی فرقه اسم پسر تو گوشیت ببینه تا تو گوشس داداشت.مرد وب غیرتش میزارن نه بی غیرتیشاگ داداشت حساس نشه کی بشع!!اون پسره و برا یه پسر اگ صدتا دخترم تو گوشیش باشه مهم تیس.ولی دختر...دختر و ب حیا وعفتش میشناسن
پاسخ: سلام
 دوست عزیز من خط به خط جملاتتو جواب میدم .(چه توقعات بیجایی داری!!)- از نظر شما توقعات بیجاییه ن از نظر من چون من به حریم خصوصی معتقدم...و همینطور ک خودم به بقیه احترام میزارم دوست دارم بقیم ا

ادامه مطلب  

پیشنهادِ ویژه  

منوچهر بعد از سی سال میاد تهران تا دوستشو یا بهتره بگم تنها دوستش تو تمام عمرشو پیدا کنه. یه جایی از فیلم که داره جریانشو تعریف می کنه میگه اوایل فکر می کردم خسرو فقط برای دیدن منه که میاد تو کوچه مون، رفته رفته فهمیدم برای دختر همسایه مونه. مدتی بعد خسرو میره سربازی و از اونجا نامه می نوشته برای دختر همسایه ی منوچهر اینا و منوچهر هیچ وقت اونارو به دست دختر نمی رسونده،خودش جای اون دختر جواب نامه ها رو می داده.بعد که دیده کار داره بیخ پیدا می کن

ادامه مطلب  

بعد از چند سال  

بعد از چند  سال( آقای ر)  رو دیدیم !!من چقدر از این آدم بدم میاد 
در یه اداره کار میکرد الان هم نمیدونم ولی دختر خاله میگه علاوه بر اینکه مربی هست در یک  اداره هم کار میکنه .دختر خاله کلی از اقا و رفتارش راضی هست .میگه پسرم  خیلی دوستش داره
ناخواسته بدون فکر کردن؛ گفتم این اقا رو میشناسم ؛چون دوست ندارم غیبت کنم یا آبروی کسی رو ببرم 
به سختی قضیه رو جمع کردم 
گفتم شاید یه برادر داره که شبیه این آقا هست! یا شبیه یه شخص دیگه هست 
نمیدونم دختر خاله پ

ادامه مطلب  

دلتنگی واژه عزیزی ست برای من  

دلتنگ که میشوم تنهایی دستش را زیر چانه ام میگذارد و با هم فکر میکنیم...
تعبیر دلتنگی بیش از حد از دید یک دختر دل شکستن می شود و دلی که بشکند
فریادش را نمیفهمی اما نفرینش به زمینت می اندازد...
دختر دلتنگی اش را جار نمیزند ناراحتی اش را نشان نمیدهد دلش که شکست
شاید سکوت کند اما از درون داغون است. دختر به جای شکستن شیشه و داد و
فریاد فقط بغض میکند بغض که داشته باشد مرتبا قورتش میدهد فقط کافیست با
کسی که عاشقش است همصحبت شود آن موقع است که در میابد چ

ادامه مطلب  

 

دیدین آدم سرِ یه قضیه اى كه حداقل یه بند انگشتش حل شده میگه "خدایا شكرت" بعد به روز نرسیده میان میریزنش بهم؟ 
از همون موقعا :) 
 
+ و بغض هایى كه در راهِ حسین (ع) شكست
+ الان تنهام تو كلاس، گوشیم به شارژرِ همدانشگاهى جان، چقد خوفناكه تنهایى حتى تو كلاس:/ حال و هواى ضجه و ناله داره اصن،باور بفرمایید:/
+ داد زد"خدایا بسه دیگه یكم بزن جلو این فیلمِ بى سر و ته و خسته شدم" ، _ اشك هایش را پاك كرده، گوشى را به دست گرفته و خودش را غرق میكند در كثافتِ فضاى مجازى

ادامه مطلب  

بازدید دانش آموزان دختر منطقه ی فلارد از مرکز نانوی ناحیه یک شهرکرد  

بازدید دانش آموزان دختر منطقه ی فلارد از مرکز نانوی ناحیه یک شهرکرد
حسن احمدیان مدیر پژوهشسرای خوارزمی منطقه ی فلارد از بازدید دانش آموزان دختر دوره ی  اول و  دوم متوسطه ی این منطقه از مرکز نانوی اداره ی آموزش و پرورش ناحیه یک شهرکرد خبر داد.
احمدیان گفت در سالهای اخیر، آموزش علوم و فناوری نانو در بسیاری از کشورها از جمله ایران مورد توجه قرار گرفته است که  با توجه به سند راهبردی توسعه آموزش فناوری نانو در جمهوری اسلامی ایران، تلاش هایی برا

ادامه مطلب  

عروس خانوم!  

ای بابا این دختر هم که قهر کرده!
قهر میکنه نمیگه خانم کوچیکه فقط میگه خانم! تقصیر خودشه صد هزار بار بهش گفتم به کمد من و ساعتام و وسایلم دست نزن . اصن نمیخواد اونا رو مرتب کنی.
میخواستم برم بیرون . اتاقمو مرتب کرده ساعتم گم شده. میگم کجا گذاشتیش؟
میگه ای بابا خانم کوچیکه یه ساعتم نمیتونی پیدا کنی خب همونجاست بگرد دیگه.
میگم مگه نگفتم به وسایل من دسسسستتتت نزننننننن. هااان؟؟ دوش میگیرم بر میگردم  نیم ساعت دیگه رو میزم باشه! متوجه شدی؟
میگه من کار

ادامه مطلب  

1719  

از مریم خداحافظی می کنم ُ قدم هام و سریعتر بر می دارم تا برسم خونه ..
هندزفری رو که می ذارم " عاشقانه " ی فریدون اسرایی رو پلی می کنم ، قدم هام آرومتر می شه ، هوا سوز داره و منم عاشق هوای سردم :) بی تفاوت به عابرا و نگاهایِ شاید زننده شون ، به راهم ادامه می دم و بادِ سرد که می ره لایِ چتری هام یه حس سرمای دلپذیری بهم می ده :) سوزِ سرما رو با هیچ گرمایِ خرماپزونی عوض نمی کنم ! پاییز و هوای خواستنیش شاه فصل ِ سال ـَن ... 
" شاید پلای برگشتُ خودش عمدا ً خراب ک

ادامه مطلب  

دوازده بهار.  

یکی از بستگان دور از دنیا رفت .
یه دختر دوازده ساله . بیمار بود از پدرش پیوند مغز استخوان زدن براش .
رفت تو کما . چند بار قلبش ایستاد و دوباره برگشت . پدر و مادرش توی بیمارستان مدام صداش میزدن.
دکتر بهشون گفت صداش میزنید نمیزارین بره . عذابش میدین صداش نزنین بمیره راحت بشه.
مادرش دیگه صدا نزد پدرش دیگه نگفت دخترم. به جاش کمر هردوتاشون شکست.
مادرش هیچ درکی از اطراف نداره . دخترشو صدا میزنه لباسای مدرسشو اتو میزنه کتاباشو مرتب میکنه ..
چقدر سخته دیدن

ادامه مطلب  

تمرینات ژیمناستیک دختر زیبا در کنار خرس  

“استفانی میلینگر” ژیمناست جوان آلمانی با انتشار تصاویر دیدنی و جالب خود در کنار خرس قهوه ای دست آموزش نظر همه را به خود جلب کرد.این دختر جوان که یکی از استعدادهای ژیمناستیک کشور آلمان است می گوید :حرکات کششی و یوگا باعث آرامش و شادی او در طول روز می شود به خصوص اگر کنار خرس دوست داشتنی اش باشد. 
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

دختر ۵ ساله پرویی که مادر شد  

در سال ۱۹۳۹، جوان ترین مادر در تاریخ پزشکی یک پسربچه بدنیا آورد که نامش را جراردو گذاشتند. مادر او لینا مدینا نام داشت که خود هنگام زایمان تنها ۵ ساله بود. شاید فکر کنید چنین چیزی امکان ندارد اما در کمال ناباوری این موضوع حقیقت دارد. والدین لینا او را به یک بیمارستان محلی در پرو آورده و اعلام کردند که دختر کوچکشان در ناحیه شکم یک تومور بسیار بزرگ دارد. اما پزشکان در کمال ناباوری به آن
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

زندگی دردناک دختر ۱۹ ساله ای که تمام عمرش را در داخل یک سطل سپری کرد  

وقتی رحما هارونا بدنیا آمد، ظاهری کاملاً شبیه دیگر بچه ها داشت اما مادرش حس می کرد که او مشکلی دارد. رفته رفته او با شرایط و معیارهای رشد یک کودک فاصله می گرفت و مادر بیچاره فهمید که دخترش با دیگر کودکان تفاوت دارد. این دختر ۱۹ ساله مسلمان از شهر کانو در نیجریه از سن ۶ ماهگی دیگر رشد نکرد. دست و پاهایش ناگهان از رشد بازماندند. با بالارفتن سن او همچنان بدون دست و پا بوده و دائما از
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

از مجموعه حکایات بر و بچ هلند  

اولین بار که تابلو "دختری با گوشواره مروارید" از یوهانس فرمیر را دیدم نفسم حبس شد. تا قبل از آن فقط دیدن ماشینهای خاص نفسم را به این شکل بند میاورد.  در نگاهش چیز غیر قابل درکی هست که او را از دنیای ما جدا میکند. هرچند لبهای نیمه بازش مثل میخی او را به زمین وصل نگه میدارد اما ابروهای نداشته و آن چشمهای تیره که به نقطه ای بی نشان مبهوت مانده اند، خصلتی غیر قابل باور و فرا زمینی به دخترک بخشیده اند که به مالیخولیا نزدیکش میکند. همیشه فکر میکنم اگر

ادامه مطلب  

باز هم فضولی جمهوری اسلامی در زندگی خصوصی مردم/ دستگیری ۲۳۰ دختر و پسر در پارتی مختلط شب یلدا  

پلیس پایتخت از دستگیری ۲۳۰ دختر و پسر در پارتی مخلتط شب یلدا در دو منطقه شمال شهر خبر داد.به گزارش تسنیم، ماموران پلیس تهران بزرگ 230 دختر و پسر جوان را در دو پارتی مختلط شبانه در منطقه لواسان و فرمانیه دستگیر کردند. این در حالی است که به گفته پلیس دعوت در این دو پارتی از طریق اینستاگرام زنده انجام شده بود.سرهنگ ذوالفقار برفر - رئیس پلیس امنیت اخلاقی تهران بزرگ در تشریح جزئیات این خبر اظهار کرد: در شب گذشته در دو عملیات جداگانه ماموران این پلیس

ادامه مطلب  

بحث اون شب  

اون شب سر دختر همسایه بود بحث 
بابا میگه من با اونا قهرم (یعنی باباش) واس چی اومده خونه من .
کلی بحث کردم ک شما با پدرش قهری و قهر شما به من مربوط نیس 
این حرفها و بی منطقی های بابا....
 
گفتم واسه دندونت از اون استفاده کن

ادامه مطلب  

383 ..  

میگه قیافه ـَت شده مثل ِ خوناشامی كه بهش خـون نرسیده [ درحالیكه سرش توو كتاب بود ] .. اینقد نشین پشت ِ اون لپ تاپ ِ كوفتی [ با حالت ِ عصبانیت و تمسخر ] .. دختر بودی یا پسر صدات یادم نمیاد .. .
از تو ای لپ تاپ ِ كوفتی كه من ُ از هم صحبتی با اطرافیان دور میكنی واقعـا ممنـون .

ادامه مطلب  

مواجه شدن رهبر انقلاب ☘️☘️ هنگام کوهنوردی با دختری که سگی در آغوش داشت  

☘️☘️ماجرای زیبای مواجه شدن رهبر انقلاب ☘️☘️  هنگام کوهنوردی با دختری که سگی در آغوش داشت✨
«سید مظاهر حسینی»، مدیرکل تشریفات دفتر مقام معظم می گوید: در برنامه کوهنوردی، ایشان به دختری برخورد که سگی در بغل داشت. شاید اگر هرکدام از ما بودیم به او تذکر می‌دادیم که این سگ نجس است؛ یا ممکن است باعث بیماری شود. اما ایشان رو کرد و از آن دختر خانم پرسید:
اسم سگت چیست؟ چقدر دوستش داری؟ سپس گفتند: خب احکام نگهداری از سگ را هم می‌دانی؟ چند نمونه را

ادامه مطلب  

امشب  

امشب اولین شبی بود ک توو خونه ی جدید بودم و خواستم تجربه کنم این تنهایی و مستقل بودن رو ! البته بوده شب هایی ک تنها باشم ولی اینجا، توی این خونه ی جدید، قراره کلا خودم تنها باشم
ولی چون بخاری ندارم امشب، صابخونه( حیات خانوم) نزاشت توو خونه بمونم و گفت یا میای بالا پیش من و آقامون یا میری پایین پیش دخترمون ! الا و بلا نمیزارم شبو اینجا بمونی و سرما بخوری. 
هرررچی هم مقاومت کردم نزاشت و گفت یالا جمع کن بریم
دلم میخواست میرفتم پیش خودشون. حیات خانوم

ادامه مطلب  

ازدواج  

مأمون عباسی در سال ۲۰۲ق یا ۲۱۵ق دختر خود ام فضل را به عقد امام جواد(ع) در آورد. برخی گفته‌اند: احتمالاً در دیداری که امام جواد با پدر در طوس داشت، مأمون، ام الفضل را به عقد او درآورد.[نیازمند منبع] ابن کثیر بر این باور است که خطبه عقد امام جواد با دختر مأمون در زمان حیات امام رضا(ع) خوانده شد، اما ازدواج آنها در سال ۲۱۵ق. در تکریت بوده است.

ادامه مطلب  

۳۹۳. خواستگار  

امروز از روی دنده چپ پا شدم نمیدونم چرا. بی حوصله و بداخلاق.. سرکارم همینطور! چند وقت میخوام برم آرایشگاه بعدازظهرا وقت نمیکردم هم روزا خیلی کوتاه هم اینکه مثلا درحال درس خوندنم همین روزی ۱ ساعتم نخونم که دیگه خیلی ضایع است.بالاخره که زنگ زدم و گفت ۱۱ بیا منم ۱ ساعت پاس گرفتم و رفتم. رفتم دیدم غلغله است گفتم خب میگفتی شلوغی من مرخصی ساعتی گرفتم باید برم گفت نه بشین رات میندازم.خلاصه ما نیم ساعت نشستیم تا نوبتمون شد . حالا خانومه با چه آرامشیییی

ادامه مطلب  

سردرگمی  

نمیدونم از چی بنویسم از خودم یا احوال اینروزام 
من دیگه همون دختر قبلی نیستم یادمه آخرین روزا یه گوشه ی اتاق افتاده بودم افسرده و ناامید بعد از یه خودکشی 
اونروز فهمیدم دیگه کسی پی من نیست شکستم هزار جور فکر خیال اومد تو سرم  هرروزِ هرروز کارم شده بود به مرگ فکر کردن ولی نمیدونم چی مانع ام میشد و نمیشد کاری کنم یعنی دستم نمیرفت یاد گرفته بودم از هر چی که دوس دارم بگذرم یاد گرفته بودم من هرروز تنهاتر میشم و کسی کنارم نیست خیلی چیزا توی این چند

ادامه مطلب  

سردرگمی  

نمیدونم از چی بنویسم از خودم یا احوال اینروزام 
من دیگه همون دختر قبلی نیستم یادمه آخرین روزا یه گوشه ی اتاق افتاده بودم افسرده و ناامید بعد از یه خودکشی 
اونروز فهمیدم دیگه کسی پی من نیست شکستم هزار جور فکر خیال اومد تو سرم  هرروزِ هرروز کارم شده بود به مرگ فکر کردن ولی نمیدونم چی مانع ام میشد و نمیشد کاری کنم یعنی دستم نمیرفت یاد گرفته بودم از هر چی که دوس دارم بگذرم یاد گرفته بودم من هرروز تنهاتر میشم و کسی کنارم نیست خیلی چیزا توی این چند

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >