دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است  

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است/ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ استبرادران طریقت نصیحتم مکنید/که توبه در ره عشق آبگینه و سنگ است...به یادگار کسی دامن نسیم صبا/گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ استبه خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام/بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ استبکش چنان که تو دانی که بی مشاهده‌ات/فراخنای جهان بر وجود ما تنگ استملامت از دل سعدی فرو نشدی از عشق/سیاهی از حبشی چون رود که خود زنگ استسروش از سعدی [اینجا]

ادامه مطلب  

اشک شمع  

 

 
 
 
 
 
ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز استامروز کسی محرم اسرار کسی نیستما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست . هر مرد شتر دار اویس قرنی نیستهر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیستهر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد هر احمد و محمود رسول مدنی نیستبر مرده دلان پند مده خویش نیازارزیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیستبا مرد خدا پنجه میفکن چو نمروداین جسم خلیل است که آتش زدنی نیستخشنود نشو دشمن اگر کرد محبتخندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیستجا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1