۱۲۲۰  

سلام صب بخیرتهران چه بارونیه. به به. تا کجا گفتیم؟ تا جمعهدوران خوشی و عشق و حال به سر اومده و صب تا شب تو کافه ام. این ده روزم بگذره بره. بعدش یه حال اساسی به خودم میدمدیروز با برادرم چت میکردم. میگه کافه رو تحویل دادی برو شمال. گفتم سفر میرم اما شمال نه. گفت به به تابلوئه داری جایی ميري. گفتم عجبا. چقد فضول شدی تو. میگه ميري ترکیه؟ میگم نه. دلم میخواد برم محلات. خورد تو حالش. خخخ. فضولچه داره امار منو میگیره. به گمونم دلش میخواد بیاد سفر. اصلا موافق

ادامه مطلب  

Provoking Rendezvous  

از دست این خوابگاه لعنتی خسته شدم ... خیلی زیاد.. یه جمع 10 11 نفره هستیم که دور هم جمع میشیم و گاهی چای میخوریم یا حلوایی بیسکوئیتی چیزی.. حرف که زیاد زده میشه بماند ولی گاهی ناراحتیم واسه این هست که قشنگ زوم میکنن رو آدم و هرچی دلشون میخوان میگن فلانی خوشگله تو چرا زشتی؟ تو چرا عنقدر درس میخونی؟ چرا هیچی نمیگی؟ چرا اون پسره اون روز فلان جا سلام کرد بهت؟ چرا هیکلت این طوریه؟ .. حالا خدا نکنه کس دیگه ای تو اون جمع جزو اون فرقه نباشه.. امشبم طبق معم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1