ترانه  

روی پیاده رو یک خیابان خیس 
سردی انگشتان پا ، رو به رو ، چند نور کم رنگ 
قدم های ریز و شل ، سستی زانو ، هجوم افکار 
صداي قهقهه ، گریه ، جیغ ، صداي سکوت 
انگار پاییز به اوج نزدیک می شود 
به انهدام ، به خاموشی ، به غروب ، به جمعه 
 
 
روی پیاده رو یک خیابان خیس 
رقص آب ، موسیقی چشمه 
رنگ خاطره ، جوهر کثیف بعد از خاطره 
 
 
برای من او 
ترانه ای بیش نبود 
 
 
ترانه ای که 
می خوانم 
تا انتها 
 
#آرش_مظفر       سنندج - آذرماه ۱۳۹۶

ادامه مطلب  

اتوبوس آبی  

دیروز ظهر ایستگاه اتوبوس قرمز رنگی دیدم نیت کردم اگر ایستگاه اتوبوس آبی دیدم همانجا توقف کنم و زنگ بزنممیدانستم تمام ایستگاه های اتوبوس قرمزند100 متر جلوتر اتُبوس آبی ایستاده بود و بخاطر آوردم اصلا بخاطر اتوبوس آبی و خاطراتی که برایم ساخته است چنین دعایی کرده ام روبه رویش ایستادم و زنگ زدم به آقای ق،که واقعا خیلی خوب تحویلم میگیرد و نمیدانم چه دیده از منگفتن که دکتر جوان چون در فصل امتحانات است رفته به سمیناری و تا آخر هفته می آید و

ادامه مطلب  

اتوبوس نوشت  

چهارشنبه قبل اتوبوس سواری میکردم... جمعه ی قبلترش هم، الان هم از اتوبوس مینویسم...
خیلی وقت پیش ها فکر میکردم مرگ مشکیه... یه پرده ی سیاه سیاه میاد جلوی چشمات و تمام... بعدش در پی چندین بار افت فشار و غش و ضعف کردن و دیدن اون سقیدی محض، فهمیدم مرگ سفیده گوشات سنگین میشن و فقط سکوت میشنوی، چشمات هم جز بی رنگی و چیزی نمیخوان ببینن...
الان میترسم صورتی باشه...

ادامه مطلب  

پیشت  

امروز وقتى از اتوبوس پیاده مى شدم مردى رو دیدم که براى صدا کردن زنش از قسمت زنونه اتوبوس مى گفت: پیشت، پیشت! فکر کردم گربه شو داره صدا مى کنه. ولی بعد دیدم یه خانوم از اتوبوس پیاده شد. فکر می کردم این مردا منقرض شده باشن ولی گویا هنوز هستن... 

ادامه مطلب  

کمربند شکارچی  

اتوبوس چیز عجیبی ست. چیزی به وسعت زندگی. عبور و گذر دارد، ایست دارد، کندی و سرعت دارد. آدم‌های زیادی از هر دست و هر شکل و شمایلی میبینی که فقط در همین مسیر با تو هم‌سفرند. باهاشان حرف می‌زنی گاها، برخی کوتاه و برخی بلند. هرکسی کاری می‌کند در اتوبوس. یکی می‌خوابد، آن یکی بیرون را نگاه می‌کند، یکی با گوشی‌اش ور می‌رود. هرکسی جایی پیاده می‌شود. یکی زودتر و یکی دیرتر. بعضی‌ها چمدان بزرگ دارند و برخی ساک کوچک. یکی می‌گوید گرم است. آن یکی سردش اس

ادامه مطلب  

چند سوال در مورد آهنگ های عروسی و خواننده ها  

چند سوال در مورد آهنگ های عروسی و خواننده ها
 
1- چرا مد شده که خواننده در مراسم عروسی نوای غزا اجرا میکند ؟مگه نباید شاد بود؟
 
 
2- چرا چندین ساله یه دونه ترانه جدید همه گیر اجرا نشده و همه از ترانه های قدیمی و یک نسل پیش استفاده میکنند؟
 
 
3-چرا ساز زن همراه دهل همیشه از یک نوا  و آن هم کاملا تکراری و قابل حدس استفاده می کند
 
 
4-چرا دستمزد بعضی از دوستان از بقیه حدود 6 برابر بیشتر است ؟ آیا از شعرهای پرمحتوایی استفاده میکنند یا به قول معروف آواز

ادامه مطلب  

شب ترانه ساز  

شب آشیان شب زده،چکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست،کسی به یاد ما شدناز آن تبار خودشکن تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی از این برآب سوختناز این پرنده کشتن و از این قفس فروختن
چگونه گریه سرکنم که یار غمگسار نیستمرا به خانه ام ببر که شهر، شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر ستاره دل نواز نیستسکوت نعره می زند که شب ترانه ساز نیست
 ایرج جنتی عطایی

ادامه مطلب  

باران  

بآز باران با ترانه 
 
میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟
خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روز ها یه کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یآدت آید روز باران !
گردش یک روز دیرین ..
پس چه شد ؟! دیگر کجا رفت ؟!
خــــاطرات خوب و شیرین باز باران بی ترانه ، بی هوایه عاشقانه ، بی نوایه عارفانه در سکوت ظالمانه ، خسته از مکر زمانه غاف‍ل از حتی رفاقت ، حاله ای از عشق و نفرت ، اشک هایی طبقه عادت قطره هایی بی طراوت ، رویه دوش ادمیت ، میخورد بر بـام خانه ...

ادامه مطلب  

گفته بودم ترسو هستم ؟!  

باید نوشت. باید نوشت تا این وبلاگ، بی 544 امین مطلب ارسال شده نماند. باید نوشت تا این روز ها ثبت شوند. چند روز پیش که آرشیو اینجا را می خواندم، روز های سال های 91 و 92، چه قدر با جزئیات برایم مرور شدند. همین طور که به "اکنون" نزدیک تر می شدم، انگار غمی نازک و سبک، زمینه ی مطالب ارسال شده را شکل می داد. حتی زمانی که واقعا شاد بودم - همان شادی درونی-، مطلب منتشر شده در "ماه من" غمگین بود! نوشته ها کمتر شامل خاطرات و بیشتر بیانی از احساسات بود. احساساتی که گ

ادامه مطلب  

حال این روزهای من...  

یک اتفاقی در ذهنم افتاده که فکر می‌کنم خوب باشد. قبلاها منظورم این چند ساله تا حدود یک ماه پیش، مدام ذهنم را مشغول نگه می‌داشتم، عمدا رم مغزم را پرمی‌کردم با فیلم، آهنگ، کتاب صوتی و ... یادم نمیاد این مدت سوار اتوبوس شده بودم بدون دیدن یک فیلم یا سریال. انگار از فکرهایم می‌ترسیدم. انقدر خسته به رختخواب سعی می‌کردم بروم که زود خوابم ببرد.خودم برخی از دلیل‌هایش را می‌فهمیدم.الان سوار اتوبوسم و برای بار چهارم در این دو هفته است که سوار اتوبوس

ادامه مطلب  

قصاب و سگ  

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین". ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه را گرفت و رفت. قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد. سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیا

ادامه مطلب  

باران  

باز باران  با ترانه 
                                     می زند بر بام قلبم
باز گریه عاشقانه میکنم یاد تو هر دم 
                     با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت 
 گر تو هم از من گریزی 
                                واااای بر احوال من

ادامه مطلب  

 

هنوزم چشمای تو مثل شبای پُر ستارستهنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوبارست
 
هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزههنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه
اما افسوس تورو خواستن دیگه دیره ، دیگه دیرهولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمیگیره ، نمیگیره
 
تا گلی از سر ایوان تو پژمرد و فرو ریختشبنمی غم زده از گوشه ی چشمان من آویختتا گلی از سر ایوان تو پژمرد و فرو ریختشبنمی غم زده از گوشه ی چشمان من آویخت
دوری بین منو تو دوری ماه و تماشاستدوری بین منو تو دوری ما

ادامه مطلب  

گرمت نمیشه با چادر؟  

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت:(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟)همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.دختر کوچول

ادامه مطلب  

شکنجه گر  

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیستبس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست
به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیستمرا به بند می کشی از این رهاترم کنی
زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنیاز همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی
قلب من از صداي تو چه عاشقانه کوک شدتمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیستوقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
قلب من از صداي تو چه عاشقانه کوک شدتمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
عذاب می کشم ولی عذاب من گنا

ادامه مطلب  

بهونه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصداي نفسات صداي عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

من برات ترانه میبافم توی فصلی که همچنان سرده...  

خب یکم انتظار داشتم نرم تر باشی ولی مهم نیست یاد چیستا افتادم که عاشقانه ترین جمله اش شده بود “خوش به حالتون چقدر نامه دارید”
شاید من هفته ها و ماه ها فقط به یه کلمه ات فک کنم “چرا؟!”بگم دلم نمیخواست بغلت کنم دروغ گفتم خب 
 

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصداي نفسات صداي عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصداي نفسات صداي عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

بهانه | سعید دامغانیان  

شمع عشقو باز روشن کن و برگردخزونه دلو گلشن کن و برگردبخند عشقو توی چشات ببینمبخند میوه ی موهاتو بچینمشراب لب تو  پرشور و نابهمی دونم قلب من حسش خرابهبیا با قلب بی روح من سرکنبیا دل عاشق رو عاشقتر کندستام جوونه و موی تو باغهشمع سحرم پیش تو چراغهبه شوق تو وجودم شد ترانهتویی واسه ترانه هام بهانهصد شاخه گل ناز دورت میذارمبرات گلدون اطلسی میارماحساست واسه من خدای عشقهصداي نفسات صداي عشقهتا میای پیشم ، پروانه میشمبه لطف تو مست و دیوانه میشمیه و

ادامه مطلب  

خوب است صحبت کنیم...  

امروز داشتم فکر می‌کردم که گاهی یک سری مسائل کوچک روی هم جمع می‌شود و موضوعی بزرگ و گاهی غیرقابل کنترل می‌شود. اگر یاد بگیریم که با هم صحبت کنیم و مسائل را حل کنیم خیلی خوب است.
سکوت و تظاهر به گذشت و بی‌خیالی اصلا راه حل خوبی نیست، این مسئله در همه روابط صدق می‌کند، صحبت‌کردن پدر و مادر با فرزندانش، زن و شوهر، دوست‌ها چه از یک جنس یا به قول تلویزیون عزیز جنس مخالف خیلی راهگشا است...
من خودم که زیاد اینطور نیستم و بارها یک مسئله کوچک بخاطر ا

ادامه مطلب  

حاج نعمت خادمی  

حاج نعمت ،مردی که وجودش برای بافت نعمت بودحاج نعمت خادمی ،مردی که بخش اعظم تاریخ حمل و نقل و ترابری شهرستان بافت را می شود در وجودش ورق زد ،مردی که شناسنامه اش با تاریخ حمل و نقل ،جابجایی مسافر و رفع مشکلات مردم رقم خورده است ،مردی که ردپایش ، بیشترین رد پا بر جاده های شهرستان بافت است ، رد پای حاج نعمت را می شود از سال 1340 تا کنون بر جای جای جاده های بافت ، به روشنی پیدا کرد و جایش گل میخک کاشت ، رد پای حاج نعمت را از تاریخ تأسیس باربری و مسافربر

ادامه مطلب  

اللهم اشف کل مریض  

از دیروز که سوار اتوبوس شدم بغض داشتم اما خودم رو نگه داشتم. انگار که خواستم صورت مساله رو پاک کنم و بهش فکر نکنم. مثل تو خونه که نوه مون گفت آنا خیلی لاغر شدی و من گفتم نه! لاغر نشده اما خودم آب میشدم. نمیخواستم به لاغر شدن م... فکر کنم. نمیخواستم به هیچی فکر کنم. نمیخواستم دیگه گریه کنم، نمیخواستم...
تو اتوبوس به خودم گفتم حق نداری بیدار بمونی باید بخوابی و خوابیدم از ترس بیدار ماندن و هجوم کلی فکر... صبح که رفتم سرکار اینقدری که به خوذم فشار اورده

ادامه مطلب  

کاش میشد  

رفتی و اینجا غریبم / توی تنهایی اسیرم
کاش میشد واسه یه بارم / به تو میخورد باز مسیرم
راتو کج کردی که من با / خودم و قلبم بمیرم
تا کجا میتونی بد شی / تا کجا به دل نگیرم
 
ترانه سرا : زینب مطور
تعداد بیت : ۲۰
سبک : پاپ ترنس
قیمت : ۲۵۰/۰۰۰ تومان
 
این ترانه به خواننده گرامی جناب آقای نعیم نیک نژاد واگذار شد

ادامه مطلب  

هفته عاشقی ...  

شنبه شیوه لبخندت دلارام می کند ، قلب مضطربم را یک شنبه یک کلامت و یک نگاهت کوچه های دلم را به تسخیر خود در می آورد . دو شنبه دو دلی مرا یک دلی تو در خود محو می کند . سومین شنبه شعر و عشق و غزل میریزی بکاممچهارمین شنبه مستی و شور و شعور و ترانه می باری بر سرمپنجمین شنبه شش جهت را برایت گل باران می کنم و با عطر گل محمدی برایت شراب ناب می سازم تا با هم تغزل کنان مست مست پایکوبی کنیم ....و در جمعه هفت شهر عشق را برایت چراغانی می کنم .... تا عروس شهر را به حج

ادامه مطلب  

تلنگر....  

تلنــــــــــگر
⛔اُمُّل بودن جسارت میخواد...
✅اینکه وسط یه عده بی نماز،نماز بخونی!!
✅اینکه وسط یه عده بی حجاب تو گرمای تابستون حجاب داشته باشی!!.
✅اینکه حد و حدود محرم و نامحرم و رعایت کنی!!
✅اینکه تو فاطمیه مشکى بپوشى و مردم عروسى بگیرن!!
✅اینکه به جاى آهنگ و ترانه ،قرآن گوش کنى!!
⛔ناراحت نباش خواهر و برادرم، دوره آخر الزمان است،

ادامه مطلب  

آلماغا گلین رحیم شهریاری  

  آلماغا گلین
رحیم شهریاری + پخش آنلاین

خانه ترانه های فارسی ترانه سرا عاشق قربان متن آهنگ آلماغا گلین رحیم شهریاری + پخش آنلاین


متن آهنگ آلماغا گلین رحیم شهریاری
منیم ایپک یای لیغیم وار آلماغا گلین گوزل آلماغا گلین منیم ایپک یای لیغیم وار آلماغا گلین گوزل آلماغا گلین
گوزل لره من ساتارام آلماغا گلین گوزل لره من ساتارام آلماغا گلین گوزل آلماغا گلین آلماغا گلین گوزل آلماغا گلین
منیم نایلون داراغایم وار آلماغا گلین گوزل آلماغا گلین منیم ن

ادامه مطلب  

«شعر امام زمان»  

از میان اشک ها خندیده می آید کسیخواب بیداری ما را دیده می آید کسیبا ترنم با ترانه با سروش سبز آباز گلوی بیشه خشکیده می آید کسیمثل عطر تازه تک جنگل باران زدهدر سلام بادها پیچیده می آید کسیکهکشانی از پرستو در پناهش پرفشانآسمان در آسمان کوچیده می آید کسیخواب دیدم , خواب دیده در خیالی دیده انداز شب ما روز را پرسیده می آید کسی

ادامه مطلب  

وین ؟ / و کجا  

بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
میلیون ها عرب بخوانند ترانه برای قدس چه حماسی  و چه با رقص
چه مرد عرب و با زن عرب البته نیمه عریان
و نه مردان غیر عرب و البته حلال زاده
قدس ازاد نمی شود فقط علاج
اقا امام زمان است بله امام زمان محمد بن حسن العسکر ی
نه مرجع تقلید شطرنج حلال کن و نه ربا حلال کن و نه ونه .....
پس نه موشک حوثی و ...تهدید هر مملکت در هر کجا خاص ربا خوار و ظالم و...
فقط اقا امام زمان عج
پس اسرائیل فکر نکن و بترس تا اقا بیاید بله بترس بترس بترس ب

ادامه مطلب  

فرودگاه مالزی کجاست؟  

کوالالامپور، بزرگترین شهر و پایتخت مالزی است که تلفیقی از فرهنگ، سنت قدیمی و بافت مدرن را در خود گنجانده است به گونه‌ای که در کنار آسمان‌خراش‌های لوکس و جدید می‌توان عمارت‌هایی با عمری طولانی را تماشا کرد. کوالالامپور در میان شهرهای جنوب شرق آسیا یکی از سریع‌ترین رشدها از نظر جمعیت و اقتصاد را دارد و میزبان بلندترین برج دوقلوی جهان (برج‌های دوقلوی پتروناس) که نماد مالزی به شمار می‌رود هم است. و از محبوبترین مقاصد برای گردشگران تور مال

ادامه مطلب  

یادداشت ۱۰۰  

این یادداشت روبات زیباخوان
شنبه فیزیک داشتیم تمرین ننوشته بودم معلم ندید امشب باید همه رو بنویسم که فردا گیر نیفتم... به صدمین یادداشت رسیدم و ۳رقمی شدم. نسبت به یادداشت‌های اول پیشرفتی کرده‌م که خودمم باورم نمیشه.
یه هفته بجای درس، تمرین کردم که به امروز برسم. امروز صبح تا لحظه آخر تمرین کردم بعد سریع رفتم بیرون نه اتوبوس و نه حتی تاکسی میومد. پیاده رفتم تا صداي ماشین سنگین شنیدم؛ برگشتم دیدم اتوبوس مسیر اصلی میاد[اتوبوس غیب اومد] بین دو ای

ادامه مطلب  

شادم که نگه داشته ام از تو نشانه..  

.
.
اندوه جهان چیست ؟ تویی داغِ یگانه
دلسوختگان را چه به اندوه زمانه ؟ ‌
 
بر شانه بیفشان و مزن شانه به مویت
بگذار حسادت بکند شانه به شانه ! ‌
 
زخم تبرت مانده ولی جای شکایت
شادم که نگه داشته‌ام از تو نشانه ... ‌
 
از عشق چرا چشم بپوشم که ندارد
این تازه مسلمان شده با کفر میانه ‌
 
بهتر که سرودی نسراییم و نخوانیم
سخت است غم عشق در آید به ترانه ..
 
علی خسته-نوشت

ادامه مطلب  

زیارت نذر کرامت  

 
قصه ی یک راز قسمت اول
اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند ای به قربان تو شاها که حج فقرایی
زتربت شهدا بوی سیب می آید زطوس بوی رضای غریب می آید
 
، ای غریبی که زجد و پدر خویش جدایی خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی
به ثامن الحجج حضرت رضا ااااااا صلوات
اللهم صل علی محمدوآل محمد
 
مردم کسب و کار خود را رها کرده بودند و به بدرقه ما آمده بودند رسم بود در مهریز مخصوصا مزویراباد آباد که مردم همراه زوار با صداي چاووش قبل از سوار شدن به مینی بوس به مزار

ادامه مطلب  

ترانه زیبایی منو ببخش.  

تورو به خـدا بعـد من مواظـب خـودت باشگریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیــت باشغصم میشه اگه بفهمم داری غصــه میخوری شکایت از کسی نکن با اینکه خیلـی دلخوری
دلت نگیـــره مهربون عاشقتـم اینو بــدوندلم گرفته میــــدونی از هــم جــدا کردنموندل نگـــرونتم همش اگه خطـا کردم ببخشبازم منو بخاطــر تموم خوبیــات ببــخش منو ببخش منو ببخش
اصلا فرامـوشم کن و فکرکن منـو نداشتیاینجوری خیــلی بهتره بگـو منو نخـواستیبرو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری 

ادامه مطلب  

شعر  

زیباترین حرفت را بگوشکنجۀ پنهان سکوتت را آشکاره کن*و هراس مدار از آن‌که بگویندترانه‌ای بیهوده می‌خوانید.چرا که ترانۀ ماترانۀ بیهودگی نیستچرا که عشقحرفی بیهوده نیستحتی بگذار آفتاب نیز برنیایدبه خاطر فردای ما اگربر ماش منّتی‌ست؛چرا که عشقخودْ فرداستخودْ همیشه است
***بیشترین عشق جهان را به سوی تو می‌آورماز معبر فریادها و حماسه‌هاچرا که هیچ‌چیز در کنار مناز تو عظیم‌تر نبوده استکه قلبتچون پروانه‌ایظریف و کوچک و عاشق است
پی‌نوشت:* برگر

ادامه مطلب  

نمیدونم شاید اشتباه باشه ولی خوبه...  

نشستم توی اتوبوس داستان گوش میدم آهنگ گوش میدم لولیتا میخونم پاهامو بغل میکنم بیرونو نگاه میکنم و فک میکنم بعضی لحظه های زندگی خوبه مثل اونجای آهنگ لبخند مهدی ساکی که میگه وفا نه نه دوا درد دل ریشم:) که آهنگو گوش میدم تا به اونجاش برسم بضی روزا میرسم به اونجای آهنگ خیلی کوتاه چند لحظه بعدم زود تموم میشه ولی میرسم به اونجاهای آهنگ بضی روزا...

ادامه مطلب  

کمی نگران خودم شده ام..  

(اول کاری بگم که این متن تخیلی نیست و عین حقیقته)
داشتم به دوستام فکر می کردم. همان دوستای "صادق" خودم. | من آنها را با اسم های مستعاری که نداشتند صدا می زدم. | نمی دانم داشتم دقیقا به چه چیز آنها فکر می کردم. فقط خاطرم هست که به اآنهافکر می کردم. حسابی گریه کرده بودم و چشمهایم می سوخت و سرم درد می کرد و آب دماغم جمع شده بود توی بینی ام. پشت مغزم می سوخت و گرسنه بودم. داشتم با یک کیسه کتاب و یک کیف سنگین هن و هن خیایان را راه می رفتم و گریه می کردم. همان

ادامه مطلب  

قصه های طوبی 4  

ساعت 10 شب بود.سر و صدا از توی کوچه به گوشم خورد.از پنجره به کوچه نگاه کردم.دیدم جلوی خونه طوبی خانوم شلوغه.یه اتوبوس سر کوچه منتظر بود.سریع دویدم تو کوچه.طوبی خانوم داشت از همه حلالیت می طلبید و مردم هم به طوبی خانوم التماس دعا می گفتن.داشتم به لحظه خداحافظی طوبی خانوم با همسایه ها رو نگاه می کردم که دیدم مادرم از داخل جمعیت اومد بیرون.ازش پرسیدم : مامان چه خبره؟

ادامه مطلب  

آغازی نو  

به نام خدا سلام 
تیمی اکنون تو اتوبوس مربوطه نشسی و داری به شعر خوانی محمد علی بهمنی عزیزگوش میدی ..حالت خوبه و لحظه لحظه ی سروده ها تماما ینی تو :) 

آخیش چقدر دلم آرومه میبینی تیمای ناآرام ..میگم آرومم..خوبم (آخیییش)
داری میری دفتر ..ببینم امرو چقدر بیمه صادر میکنی :))) 

دختری ک عاشق عکاسی و نقاشیه داره چیکار میکنه :)) خندم میگیره ب سرنوشت ، ب تمام زور سرنوشت
آباریک الله دمت گرم،  ولی خوشگله من بیخیال دوربینمو قلمام نمیشم ؛) یادت بمونه ^_^  

ادامه مطلب  

آنجا که انرژی ارزش دارد!  

بخش‌های ترکیه و سوریه و لبنان کتاب سفر برگذشتنی را که می‌خواندم یادم آمد که من هم چند سال پیش از همین مسیر رفته ‏بودم. سال 1389 بود. باعرضه‌تر و سبک‌تر از این روزهایم بودم... ‏
گشتم لابه‌لای دفترچه یادداشت‌ها و پوشه‌ها، پاکت یادداشت‌های ترکیه و سوریه و لبنان را پیدا کردم. 10 برگ کاغذ بود. ‏خواندنشان بعد از چند سال دل‌چسب بود. از خودم خوشم آمد. چیزهای بدی ننوشته بودم. حتی پیش‌بینی وضعیت اجتماعی هم کرده ‏بودم! فقط چند تا بدی داشت: کم نوشته بو

ادامه مطلب  

تقدیم به یگانه مسعود  

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش در آوار همه آینه هاتکرار من باش همین امشب کلید قفل این زندون تن باش رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ای درد و درمان ای سخت و آسان آغاز و پایان ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای پر سایه ای افتاده تر شو رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ا

ادامه مطلب  

من و خاطرات  

دیروز تو مسیر رفتن به خونه ی خواهر، منتظر اتوبوس ایستاده بودم.تو حال و هوای خودم بودم که صدايی آشنا به گوشم رسید. صدايی که چند سال پیش مالِ کسی بود که واقعاً دوستش داشتم ولی بدترین خاطرات رو واسم به یادگار گذاشت.
صداش دقیقاً مثل خودش بود و جالب اینکه خونه ی اونها هم همون جایی بود که صاحب صدا، سالها پیش خونه شون اونجا بود!
شاید داداش اون بود. نمیدونم.
همین صدا باعث شد من برم به سالها پیش.
حالا اون چند سالی هست که در آمـریـکـا داره زندگی میکنه و از

ادامه مطلب  

حواست هست؟!  

حواست هست؟  زندگی، حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قویتر است. 
از همه‌چیز قوی‌تر است. آدم‌ها از اردوگاه‌های کار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد کردند.
مردان و زنانی که شکنـــــجه شده‌بودند، مرگ نزدیکان و خاکستر شدن خان و مانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دویدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند.
باور کردنی نیست، اما همین است دیگر. زندگی از هر چیزی نیرومند‌تر است.
دوستش

ادامه مطلب  

حواست هست؟!  

حواست هست؟  زندگی، حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قویتر است. 
از همه‌چیز قوی‌تر است. آدم‌ها از اردوگاه‌های کار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد کردند.
مردان و زنانی که شکنـــــجه شده‌بودند، مرگ نزدیکان و خاکستر شدن خان و مانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دویدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند.
باور کردنی نیست، اما همین است دیگر. زندگی از هر چیزی نیرومند‌تر است.
دوستش

ادامه مطلب  

حواست هست؟!  

حواست هست؟  زندگی، حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قویتر است. 
از همه‌چیز قوی‌تر است. آدم‌ها از اردوگاه‌های کار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد کردند.
مردان و زنانی که شکنـــــجه شده‌بودند، مرگ نزدیکان و خاکستر شدن خان و مانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دویدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند.
باور کردنی نیست، اما همین است دیگر. زندگی از هر چیزی نیرومند‌تر است.
دوستش

ادامه مطلب  

حواست هست؟!  

حواست هست؟  زندگی، حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قویتر است. 
از همه‌چیز قوی‌تر است. آدم‌ها از اردوگاه‌های کار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد کردند.
مردان و زنانی که شکنـــــجه شده‌بودند، مرگ نزدیکان و خاکستر شدن خان و مانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دویدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند.
باور کردنی نیست، اما همین است دیگر. زندگی از هر چیزی نیرومند‌تر است.
دوستش

ادامه مطلب  

كافه ....  

عشق یعنی تو ...
عشق یعنی غروب و تو كه با كیك های خوشمزت میای 
عشق یعنی دمنوشی كه كنار تو مینوشم
عشق یعنی صداي اروم تو 
عشق یعنی حس خوب این روزای من كه مدیون بودن توست ..
عشق یعنی پرواز با تو بی واهمه ...
عشق یعنی خود تو ...
تقدیم به تو .... پاییز همیشگی ...

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید علی لهراسبی به نام بی نظیره  

دانلود آهنگ علی لهراسبی به نام بی نظیره با بالاترین کیفیت
Download New Music By Ali Lohrasbi Called Bi Nazire
ترانه: حدیث دهقان ؛ آهنگسازی: فواد غفاری ؛ تنظیم: مصطفي مومنی ؛ میکس و مستر: آرش پاکزاد
 
 
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی با لینک مستقیم
                                    و دو کیفیت 320 و 128 از
                                              دیجی موزیک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید علی لهراسبی به نام بی نظیره  

دانلود آهنگ علی لهراسبی به نام بی نظیره با بالاترین کیفیت
Download New Music By Ali Lohrasbi Called Bi Nazire
ترانه: حدیث دهقان ؛ آهنگسازی: فواد غفاری ؛ تنظیم: مصطفي مومنی ؛ میکس و مستر: آرش پاکزاد
 
 
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی با لینک مستقیم
                                    و دو کیفیت 320 و 128 از
                                              دیجی موزیک
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

وزارت اطلاعات اظهارات کریمی قدوسی درباره دری‌اصفهانی را تکذیب کرد  

به گزارش خبر فوری،
در پی انتشار خبری مبنی بر اظهارات کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و
سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با ادعای این که «وزیر اطلاعات را مجبور
کرده‌اند بگوید آقای دری اصفهانی
جاسوس نیست» روابط عمومی وزارت اطلاعات طی اطلاعیه ای ضمن تکذیب اظهارات
نامبرده اعلام کرد که هرگونه اعلام نظر این وزارتخانه در خصوص مسائل و
موضوعات مرتبط کاملاً تخصصی بوده و مستند به نظرات متقن کارشناسان حوزه‌های
مختلف است./181888/72/ ادامه خبر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1