بی سر و ته!  

سه هفته است شاید هم یک ماه که منتظر است تا چیزی بنویسم. اما من ننوشته ام هنوز! یعنی نوشته ام اما خوب نیست. به نظرم چیزی کم دارد یا بهتر است بگویم چیزهایی کم دارد. هیچ شباهتی به داستانهای خوبی که گهگداری می خوانم ندارد! دلم می خواهد یک داستان بنویسم شبیه آن چیزی که فلان نویسنده می نوشت. هزار تا داستان نصفه نیمه دارم که هیچ کدامشان به جایی نرسیده اند. یعنی می شود یک روزی من هم چیزی بنویسم که سر و ته داشته باشد؟! 

ادامه مطلب  

 

امشب داشتم داستان اینکه چجوری انقدر با خانوم ر رفیق شدیم رو برای فاطمه میگفتم و خلاصه ی داستان اینه که یه روز اومد و گفت . منم بغلش کردم و بغلش کردم و بغلش کردم و به خودم اومدم، دیدم عاشقش شدم! الان که داشتم فکر میکردم، میدونید چی از ذهنم گذشت؟ ادما چطور میتونن توقع داشته باشن جنس مخالفشونو بغل کنن و باهاش رابطه داشته باشن، وقت بذارن و خاطرات خوشم بسازن، ولی بهش وابسته نشن! 

ادامه مطلب  

315  

یک بار کسی به من گفت که شبیه دخترهای توی قصه ام. آن وقت ها که گذشت را نمی دانم اما حالا اگر باز داستان مرا می شنید به قسمت های نرم و مهربان و غافلگیرانه ی این قصه می چسبید و حتی با صدا زدن های پیاپی ِ مادرش نمی رفت شام بخورد... :)

ادامه مطلب  

یکی نبود...  

مثل موسیقی جاز...
ذهنش را در فضا رها کرده بود و مینگریست
رقص بی واهمه افکار
و بی تعلقی ...
میخواهد باور کند، اول باید باور کند و بعد به حرکت در بیاید...
دوست دارد زندگی گاهی شبیه یک فیلم تحسین شده باشد که روی صفحه ی رنگی پدیدار می شود باشد
نه هیچ تعلقی، نه هیچ واقعیتی...
دوست دارد باور کند،
داستان ها ، عشق و هیجان های واهی اش...
دوست دارد یک گوشه بنشیند و لذت ببرد
اما قاطی نشود...
میخواهد باور کند
داستان عشق های به وصال رسیده و اشک های لحظه ای و خنده های

ادامه مطلب  

اختتامیه خرداد!  

 
دلم نه برای زندگی تنگه نه برای مُردن. دلی که بالای هزاران پا ارتفاع، روی بند نازکی، بی هیچ حرکت ِ ظاهری، ایستاده!
دلی که برای جزییات و احساسات خنده داری تنگه که به خودی خود، ارزشی شاید نداشته باشن اما در یک مفهوم بزرگتر که جای می گیرن، پر از معنا می شن و پر از نقش و نگار و پیچ و خم و عطر و پر از آوا.
و پر از مفهوم دقیق زندگی!
چه داستانیه داستان بود و نبود، داستان ِ داشتن و نداشتن؟
که حتماً نقیضش باید باشه تا اصلش رو دقیق بفهمی؟ انکار پذیر هم نیست

ادامه مطلب  

قرنطینه  

خب یه تصمیم بزرگ گرفتم....با اینکه به تنها بودن توی خونه عادت دارم،ولی این مدت پیش رو یکم که نه؛خیلی طولانیه... یه جور دور موندن موقتی از همه چی...یه جور فرار از مسئله های اونور...شایدم یه جور فرمول برای هوایی نشدن.ادم توی تنهایی به چیزای مهمی می رسه...قراره فکر کنم.قراره خیلی فکر کنم.
پ.ن:کلی داستان و فیلم ترسناک جمع کردم:/ یه نوع مازوخیزم غیر فعال که داره از خودش علائم حیات نشون میده...

ادامه مطلب  

سعید_شیروانی  

#نفرین
 
باور نمی کنم که تو را زیر سر نداشت
تقدیر اگر به چشم سیاهت نظر نداشت
 
نفرین به آن عجوزه که ما را طلسم کرد
بی شک دعا به روی تو دیگر اثر نداشت
 
با التماس و خواهش و درخواست هم نشد
امّا قسم به نام تو خوردن ضرر نداشت
 
شکّم نرفت ، پر زدنت هم دلیل داشت
وقتی به شوق رفتی و روحم خبر نداشت
 
من داستان کودکی ات بوده ام عزیز
گرگی که هیچوقت برایت خطر نداشت
 
قلبم شکست مثل درختی که بعد تو
انگیزه ای برای جدل با تبر نداشت
 
⚜ سعید_شیروانی ⚜
 
 

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی  

 همه كس، یك كس، هركس، هیچ كس
این داستانی در مورد چهار فرد به نام های همه كس، یك كس، هركس، هیچ كس است. هنگامی كه یك كار مهم باید انجام شود، همه مطمئن هستند كه یك كس آن را انجام خواهد داد. هر كس می توانست آن كار را انجام دهد، اما هیچ كس آن را انجام نداد. یك كس به این خاطر عصبانی شد چون این وظیفه همه بود. همه كس فكر كردند هر كس می توانست از عهده آن كار برآید، اما هیچ كس نفهمید كه همه كس آن را انجام نخواهد داد. در نتیجه هر كس، آن چیزی را كه هر كس باید انجا

ادامه مطلب  

...  

سلام بچه ها
میخواستم یه چیزی رو در مورد داستانم بگم
ببینید بچه ها
من اگه داستان رو نمیزارم فک نکنید 
نمیخوام ادامش بدم
یا
...
بلکه من داستانو میزارم
فقط چند روز صبر کنید
منم از خدامه داستان رو بزارم
فقط همین
پس لطفا صبر کنید
 
 

ادامه مطلب  

شنا کردن خلاف جهت آب  

شادی خوشکار:
در هفتمین روز از هفتمین ماه، زن و مردی که بعد از هفت سال از ازدواجشان هنوز بچه‌دار نشده بودند به شهر دیگری می‌روند و دختری را به فرزندی قبول می‌کنند که اصلاً شبیه‌شان نیست و در اوایل نوجوانی آن‌ها را برای همیشه از دست می‌دهد.
همان وقتی كه «بیدی‌شانس» همراه مشاور مدرسه و دو دوست تازه‌اش برای اولین‌‌بار به بستنی‌فروشی رفته‌اند، پدر و مادرش در یك تصادف می‌میرند.
روی جلد نوشته «اگر گم شده‌ای شاید مجبور شوی خلاف جهت آب شنا ك

ادامه مطلب  

داستان جدید  

سلام بچه هاااا
 
یه خبر عالی دارم
 
یه داستان جدید تو راهه
 
این خیلی جالبه
 
البته
 
اینو بگم
 
با یکی از دوستام یعنی ستاره جوووون داریم مینویسیمش
 
 
در اصل نویسنده ی اصلی اونه
 
قدر ماها رو بدونین
 دیگه برم 
حرفی؟؟
حدیثی؟؟
..
داشتی بگو
 
بای بای
 
 

ادامه مطلب  

مولوکه های قهرمان (15)  

سلام :|
 
عاقا من خیلی موجود مزخرفیم،میدونم :|
ولی خوب من دارم یاد میگیرم چطوری باید خوب زندگی کنم؟ :)
سخته،طاقت فرساست :( ولی خوب همینه دیگه! :)
چی شد که دوباره دارم داستان مینویسم؟من که به شهرم راهی ندارم؟! :/
میدونم اونشب هیولا کلید در شهرو خورد کرد،به همراش احساسات و قلب منم خورد شد. :,(
اما امروز متوجه شدم هیولا مجبورم میکنه برم بمیرم!
کلید از بین نرفته بود.
همش یه مشت داستان بود که هیولام میگفت
و من فقط
باور کردم!
من تمام تلاشم رو میکنم که با هیو

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی  

 عیب جویان
روزی امپراطور اكبر از بیربال خواست تا چهره او را نقاشی كند. بیربال پس از شش روز تلاش تصویر را كشید. اكبر شاه از هشت تن از درباریانش خواست تا در مورد آن نقاشی نظر بدهند.هر یك از آنها نیز با دست جایی از تابلو را نشان دادندو از آن ایراد گرفتند. اكبر از بیربال توضیح خواست. بیر بال كمی اندیشید و بعد هشت پرده نقاشی سفارش داد و از درباریان خواست تا هر یك تصویری از امپراطور بكشتد. اما هیچ كس قدمی جلو نگذاشت. اكبر با خشم گفت: ای عیب جویان. نتیجه:

ادامه مطلب  

تو  

تن خسته ی تو
پهلو گرفتهکناره ی اسکله ای ساقطدر میان اتوبانی نامعلومکه نیم رخشدر حوالی کرجدیده می شود .
توآری تو ،هرجا که اسکله ستبه جمهوری خسته ی ماهیان پراکندهشیر می دهی .و آن سوترخلیج بوی تن تو می گیرد .و این سوترکسی تو را بیاد می آورد :- « آن روزها چقدر به دریا نزدیک بودی ،و همیشهدر صدای توکسی راه می رفتبا پاروهایی از الماسو قلبی از نمک دریاما همه به او عاشق می شدیمچون چشمان شیر ماهی داشتو دهانی به زیبایی ماه .»
اما توهنوز همان شاهبانوی ماهی

ادامه مطلب  

داستان کوچک  

دیروز دوستی را در مسیر برگشت به خانه دیدم ؛ احساس کردم مثل همیشه شاد نیست ؛ از زندگی اش کم و بیش خبر دارم ؛ همسر و دو بچه دارد ؛ خانه و اتومبیل و ویلا دارند ؛ و سالی یک بار هم به کشورهای دیگر سفر میکنند ؛ خدا را شکر همگی شان سالم هستند ؛ همه ی این فکرها در عرض چند ثانیه از ذهنم گذشت ؛
دلیل شاد نبودنش را پرسیدم ؛ جالب این که خودش هم نمی دانست که چرا شاد نیست ؛ سعی کردم با گفتن چند جمله سرحالش بیاروم ؛ اما موضوع به این راحتی ها حل نشد ؛ وقت خداحافظی ؛

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی  

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد.او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن»
 
مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت میکند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.
 
بنابراین به او اجازه عبور میدهد.
 
هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...
 
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد

ادامه مطلب  

عشق حقیقی....  

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک ر

ادامه مطلب  

736  

این کتاب که خریدم بدجور فکرم رو مشغول کرده. اسمش هست داستان یک روزنامه رسان و درمورد یک روزنامه رسانی که چطور کارش رو پیشرفت داده. متن ساده ای داره و در کل کتاب ساده ای یه نظر می رسه، اما بدجور منو به فکر انداخته. خب من توی سایت کار میکنم و به راحتی میتونم از طریق نصب کردن نرم افزار توی وقت های اضافه پول در بیارم. یک گروه توی تلگرام دارم که میتونم هنوز بیشتر روش سرمایه گذاری کنم از طریق تبلیغ پول در بیارم. بعلاوه میتونم توی همون محیط دانشگاه با گ

ادامه مطلب  

داستان مدیریتی  

عملکرد
پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می داد.
پسرك پرسید: خانم، می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد!
پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او انجام می دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار این فرد كامل

ادامه مطلب  

خداحافظ مرداد ماه :  

این روز ها تلخ و طولانیست، هر بار که کلید میندازم و در خونه رو باز میکنم ته دلم تیر میکشه از تنهایی.
بچه تر که بودم بعضی وقتا مینشستم و به روزای خیلی دوری فکر میکردم که تنهام و هیچ کسی رو ندارم و در خونه رو باز میکنم و میرم سراغ لامپ ها و خسته و بی کس، لم میدم روی نشیمن وسط حال و سه چهار تا نفس عمیق وصله ی چند تا آه کشدار میکنم...اون موقع ها همیشه بغضم میگرفت از این آینده. جُزء اون فکرای تلخ و خیال‌ بافانه ای بود که دردشون مثل فشار دادن زخم شیرینه،


ادامه مطلب  

کیک تولد و صادق هدایت و صادق زیباکلام!  

کیک خریده بود و امده بود دیدنم. نشستیم به خوردن و حرف  زدن. معلوم بود که رشته های خامه روی کیک را قنادی حسابی با هنرمندی روی کیک کار کرده است. نمی دانم چی شد که بی مقدمه پرسید: از این صادق هدایت چی می دونی؟! چه جور آدمی بوده؟ 
شوهرش پرید وسط و گفت: یکی بوده مثل زیباکلام!!
داشتم به ارتباط صادق هدایت و صادق زیباکلام فکر می کردم و این که تنها شباهت این دو نفر به مشترک بودن اسم کوچکشان است و بس که بحث رفت سمت زیباکلام و جمع کردن کمک برای زلزله زده ها. 
د

ادامه مطلب  

زنده ماندن در فریزر یا روش کریونیکس  

داستان "انجماد انسانی" درست مثل صحنه های فیلم های علمی- تخیلی می ماند. داستان اجسادی در محفظه های شیشه ای که سال ها به خواب مصنوعی فرو رفته اند و بعد از قرن ها، گیج و منگ دوباره بیدار می شوند و همه چیز برایشان از اول شروع می شود. دانشمندان مرکز تحقیقاتی "الکور"، یکی از بزرگ ترین مراکز دنیا که کار انجماد انسان را انجام می دهد، می گویند که می توانند افراد داوطلبی که در موسسه شان ثبت نام کرده اند را منجمد کرده و آن ها را هر زمانی که دلشان بخواهد- حتی

ادامه مطلب  

بیست و هفت  

ماجرا برای یک شب یا تنها یک لحظه نیست.
اصلا هیچ ماجرایی در دنیا تنها شامل چند لحظه نیست.
همه ی اکنون های متوالی، داستان ها را میسازند.
زمانی که بیست و هفت ساله شدم هم چنین بود.
هیچ چیز یک آن رخ نداد،
هیچ چیز به جز فوت کردن شمع های روی کیک.
هیچ کس ،هیچ کجا به یکباره به سن و سالی نرسیده ، با آنکه این مایه ی غافلگیری شاید باشد.
ما اگرچه احساس نمیکنیم،
اما انگار مجموعه ای از تغییرات محسوس و نامحسوس است...
 
از زمانی که لذت معنایش از لحظه به عمق میرود
عمق

ادامه مطلب  

شکست.یک روز تحصن.ادامه  

با وجود تموم اون کارا توی روز دوشنبه،موفق نشدم مادرم رو راضی کنم که برم تنهایی سفر .من خوب برای حقم جنگیدم ولی نشد.هعیییی.
روز بعدش که دیروز بود،حسابی پکر و ناراحت بودم و حس بدبختی داشتم.کل روز تو تختم خوابیدم....12ساعت صبحش و 3 ساعت ظهرش و شبش،6 ساعت.سر جمع 21 ساعت.
فقط یه ذره ناهار خوردم و یه تیکه سیب زمینی آب پز و کمی چایی.
حوصله ی جویدن غذا رو نداشتم.در عوض از اول تا آخر یکی از برندای کفش مورد علاقه ام رو گشتم و به خودم گفتم به محض اینکه برم تهران ی

ادامه مطلب  

بدیهه - شماره 1  

زمان زیادیست که نمی‌توانم مانند گذشته بنویسم. آن زمان‌ها اگر کاری نداشتم سریعاً ده‌ها ایده‌ی خوب برای داستان و مقاله و ... به ذهنم خطور می‌کرد و یک قلم و کاغذ برمی‌داشتم و شروع می‌کردم به نوشتن و تا تمام نمی‌شد دست از کار نمی‌کشیدم. اما چند وقتی هست که نه ایده‌ی نابی به سرم می‌زند و نه حال و حوصله‌ی نوشتن دارم. یعنی تا زمان خالی پیدا می‌کنم سعی می‌کنم سریعاً یک فیلم ببینم و یا کتاب بخوانم تا زمانم را پر کنم. خودم هم از نوشتن فرار می‌کنم.

ادامه مطلب  

داستان رمانتیک....  

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیازداشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش همیشه به دری بود که همه از ان وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پ

ادامه مطلب  

خونوشت و شرح حال 5 شنبه 25 مرداد 97  

ابتدا از ناخوشی امروزم بگم که کلی وقت صرف کردم به امیدی که تلگرام چهره باز کند ولی  پس از لحظه ای لبخند زدن هرگز روی باز نکرد و خندان نشد،سه تا مطلب برای تلگرام آماده کردم سفرنامه و عمو مراد رو موفق به ارسال شدم ولی  رعنا رو دستم ماند تا این که از کربلایی حسین آقا کمک گرفتم و ایشان از سروش انتقال دادند که احسنت به ایشان گفتم.بامداد نه تنبل بودم و نه سحر خیز نیم ساعتی مانده بود به چهره گشایی خورشید که برخاستم و دوگانه را به یگانه تقدیم کردم نوش

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

پدر پولدار، پدر بی پول

کتاب ” پدر پولدار، پدر بی پول” یکی از پرفروشترین کتابهای مدیریتی چند سال اخیر است .اجمال داستان به شرح ذیل است. من دو بابا داشتم، یکی دارا و دیگری نادار. یکی بسیار درس خوانده و زیرک …
کتاب ” پدر پولدار، پدر بی پول” یکی از پرفروشترین کتابهای مدیریتی چند سال اخیر است .اجمال داستان به شرح ذیل است.
من دو بابا داشتم، یکی دارا و دیگری نادار. یکی بسیار درس خوانده و زیرک بود، مدرک دکترا داشت و دوره چهار ساله کارشناسی را دو سال

ادامه مطلب  

عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد.  

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدا و آل محمد و علی ابراهیم خلیل الله و آل ابراهیم خلیل الله و علی جمیع انبیائک المرسلین و علی آل جمیع انبیائک المرسلین
ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کرد و حسین، اکبرش
و اصغرش و قاسمش و عباسش و همه چیزش را عید قربان مبارک.
 زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم . . .
✦✦✦✦
 سربلندی ابراهیم، آرامش اسماعیل، امیدواری هاجر، عطر عرفه
و برکت عید قربان را برای شما آرزومندم
زندگیتان به زیبایی گلستا

ادامه مطلب  

وحید خسروی چگونه میلیاردر شد  

وحید خسروی چگونه میلیاردر شد + عکس
در کشور عده ای از جوانان هستند که معتقدند سکوی پرش برای رسیدن به کار مناسب، مدارج علمی بالا و وجهه اجتماعی خوب فقط با اراده و تلاش شخص است.



یکی از این جوانان که در استان تهران زندگی می کند و توانسته امروز با تکیه بر همین اعتقاد در سن ۳۱ سالگی به یک کارآفرین موفق تبدیل شود، وحید خسروی، مدیرعامل شرکت ایده پردازان است.
وی که به گفته خودش کار را از همان دوران راهنمایی با کار در دفتر کانون شروع و در ۱۸ سالگی با مس

ادامه مطلب  

چرا آدم‌هایی که دوست داریم را از خود دور می‌کنیم؟!...  

به نام مهربانترین
 

چرا آدم‌هایی که دوست داریم را از خود دور می‌کنیم؟!
 
وابستگی به افرادی که مراقب ما هستند به مرور روی رفتارهای ناشی از دلبستگی ما تاثیر می‌گذارند. این اثرگذاری ممکن است مثبت یا منفی باشد و به رابطه فرد با مراقبین خود ارتباط مستقیم دارد.




 این موقعیت را در ذهن مجسم کنید: تازه با فردی آشنا شده‌اید، او خیلی مشتاق رفتار می‌کند. از هر فرصتی برای پیام دادن و تماس گرفتن استفاده می‌کند. خیلی زود و با فواصل کم با یکدیگر قرار می

ادامه مطلب  

چرا زنان بیشتر از مردان میگرن می‌گیرند؟  

چگونه می توانیم قبل از خرید اینترنتی تصاویر 3بعدی کالا را مشاهده کنیم؟   به گزارش خبرآنلاین، این داستان می‌تواند بخشی از زندگی روزمره خسته‌کننده یک فرد تبدیل شود، درحالی‌که زنان بیشتر از مردان به میگرن مبتلا می‌شوند.{لینک} محققان دانشگاه میگوئل هرناندز در Elche اسپانیا معتقدند در پاسخ به این سؤال که چرا زن‌ها بیشتر از مردها دچار میگرن می‌شوند، باید دنبال نقش هورمون جنسی در این زمینه باشیم. پروفسور «آنتونیو فِرِر مونتی‌

ادامه مطلب  

دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی  

 دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی
دانلود رایگان فیلم Aliens 1986 با لینک مستقیم و کیفیت عالی
 
نام فارسی : بیگانگان (بیگانه ۲)
 زبان : فارسی + زبان اصلی
صوت دوبله بصورت جداگانه  مدت زمان: ۲:۳۴:۲۶
سال تولید : ۱۹۸۶
محصول کشور : آمریکا
ژانر : اکشن | ماجراجویی | علمی تخیلی
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۸٫۴
کیفیت : BRrip 720p – 1080p
کارگردان :James Cameron
ستارگان : Sigourney Weaver, Michael Biehn, Carrie Henn
خلاصه داستان فیلم Aliens 1986:پنجاه سال از زمانی که «الن ر

ادامه مطلب  

دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی  

 دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی
دانلود رایگان فیلم Aliens 1986 با لینک مستقیم و کیفیت عالی
 
نام فارسی : بیگانگان (بیگانه ۲)
 زبان : فارسی + زبان اصلی
صوت دوبله بصورت جداگانه  مدت زمان: ۲:۳۴:۲۶
سال تولید : ۱۹۸۶
محصول کشور : آمریکا
ژانر : اکشن | ماجراجویی | علمی تخیلی
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۸٫۴
کیفیت : BRrip 720p – 1080p
کارگردان :James Cameron
ستارگان : Sigourney Weaver, Michael Biehn, Carrie Henn
خلاصه داستان فیلم Aliens 1986:پنجاه سال از زمانی که «الن ر

ادامه مطلب  

دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی  

 دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی
دانلود رایگان فیلم Aliens 1986 با لینک مستقیم و کیفیت عالی
 
نام فارسی : بیگانگان (بیگانه ۲)
 زبان : فارسی + زبان اصلی
صوت دوبله بصورت جداگانه  مدت زمان: ۲:۳۴:۲۶
سال تولید : ۱۹۸۶
محصول کشور : آمریکا
ژانر : اکشن | ماجراجویی | علمی تخیلی
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۸٫۴
کیفیت : BRrip 720p – 1080p
کارگردان :James Cameron
ستارگان : Sigourney Weaver, Michael Biehn, Carrie Henn
خلاصه داستان فیلم Aliens 1986:پنجاه سال از زمانی که «الن ر

ادامه مطلب  

دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی  

 دانلود فیلم Aliens 1986 دوبله فارسی
دانلود رایگان فیلم Aliens 1986 با لینک مستقیم و کیفیت عالی
 
نام فارسی : بیگانگان (بیگانه ۲)
 زبان : فارسی + زبان اصلی
صوت دوبله بصورت جداگانه  مدت زمان: ۲:۳۴:۲۶
سال تولید : ۱۹۸۶
محصول کشور : آمریکا
ژانر : اکشن | ماجراجویی | علمی تخیلی
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۸٫۴
کیفیت : BRrip 720p – 1080p
کارگردان :James Cameron
ستارگان : Sigourney Weaver, Michael Biehn, Carrie Henn
خلاصه داستان فیلم Aliens 1986:پنجاه سال از زمانی که «الن ر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1