کند و کاو در کوچه پس کوچه های ذهنم!  

طبق معمول 
اصن من نمیدونم چرا میام اینجا واقعا 
الکی مثلا میام که حرف بزنم تا حرفامو داشته باشم، ولی به اینجا که میرسم تک تک کلماتم میرن در کوچه پس کوچه های ذهنم قایم میشن! 
به هر حال...
اندر احوالات این روزها (۱) : پس فردا امتحان دینی....من واقعا نمیدونم دینی امسال چرا اینجوریه، من همیشه با دینی کاملا رابطه مسالمت آمیزی داشتم 
البته الآنم دارم ولی خب سخت تره...کلا از دینی امسال خوشم نیومد، تعويض لطفا!!
اندر احوالات این روزها (۲):امتحان زبان....خوب

ادامه مطلب  

مدح امام عسکری علیه السلام  

باز شد بی پرده پیدا حُسن حی ذوالمنن 
شد عیان در خانه ی چارم علی، دوّم حَسن
از کوير خاک می رويند یاس و ارغوان در ریاض قدس می رقصند سرو و نسترن
حَبَّذا مولود مسعودی که چون قرآن ورا حضرت هادی شده از پای تا سر بوسه زن
وصف مدح او نشاید گر چه چون ریگ روان ریزد از لعل لب روح القدس دُرّ عدن
هم ابوالمهدیش می خوانند هم ابن الرّضا هم ولی الله هم نجل امام ممتحن
صلب پاک او به دُرّ سیزده دریا صدف قامت او چارده معصوم را سرو چمن
می کند سیراب از شهد لبش خورشید را

ادامه مطلب  

آغاز  

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش


ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش


رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش


تکیه بر تقوي و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش


با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام

هر که روي یاسمین و جعد سنبل بایدش


نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید

این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش


ساقیا در گردش سا

ادامه مطلب  

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور  

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وين سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بی

ادامه مطلب  

با دلم ...  

 
ناله از درد مکن
که همین درد خوشایند تو را
می کشاند به سحرگاه وصال
می رساند به پرستیدن درد
از تو میخواهم باورش را بپذیری و بسپاری به خدا
به امانتداری باد 
که رساند به بهاری ابدی
و اندر این شوق به غایت، سالها
در رگ و جان تو جاری گردد.

ادامه مطلب  

گم شدنش،گره از کار کسی باز میکند؟  

میخواستم از امروزی که ده دقیقه از کلاس ریاضی ام به کلاس قرآن تبدیل شده بود بنويسم، اما از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان بیست دقیقه است که متوجه شدم دستبند و گردنبندم نیستند و دارم دور خودم میچرخم! میدانم که قبلا هم دستبند و انگشتر و پول و کلیدهای زیادی را گم کرده ام اما همه در مدت کوتاهی پیدا شده و هیچ یک (به جز آن دستبندی که هدیه گرفته بودم) انقدر مهم نبوده اند. غمگینم و نمیدانم چند دقیقه بعد میتوانم به زندگی عادی برگردم! اما امیدوارم گم شد

ادامه مطلب  

هزینه ترجمه مقاله  

یک صفحه استاندارد حاوي 250 کلمه می باشد.
 
در سفارش های فوری زمان تحويل نصف و دستمزد 2 برابر می شود. البته برای رفاه حال شما حالت نیمه فوری نیز در نظر گرفته شده است. انجام سفارش ترجمه در زمان دلخواه شما نیز امکان پذیر است!
توجه داشته باشید هرچه حجم سفارش ترجمه شما (تعداد صفحات سفارش ترجمه شما) بالا برود، هزینه ترجمه شما به ازای هر صفحه پایین میاید.
کلیه سفارش ها به صورت تایپ شده (word) به شما تحويل داده می شود.
هزینه تایپ جداگانه نمی باشد و هزینه های

ادامه مطلب  

نوستالژی ما  

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی
 
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت‌ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دُمی عجب پایی
پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می‌خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود
 
 
***
 
 
«روباه

ادامه مطلب  

مامانش اومد  

امروز بالاخره مامانش اومد همدم همه چی خوب بود مامان خوشش اومد بابا باهام یکم حرف زد.پرسید این پسر کاسبه.میتونی باهاش بسازی؟  صبور و اهل زندگی هستی؟  گفت زندگی خیلی بالا و پایین داره.گفت زندگی عشق و عاشقی هم بی تاثیر نیس گفت مامانش خانوم خوبیه.باباشم بعدا میبینیم.گفت سن پسره کمه.میتونی بسازی باهاش؟  بابا نگران خونس فقط.کاش خونه جور بشه کاش اخلاق خودش عوض نشه من فقط نگران پنهان کاریاشم.فقط همین.سابقه اش تو این زمینه افتضاحه همدم افتضاااح.کاش

ادامه مطلب  

اندر احوالات جوانی و خامی..!  

علاوه بر این کِ خودم تو بلا تکلیفی دستُ پا میزنم بدنمم ادای بلا تکلیفا رو در میاره..
دستُ پام انقد سردِ کِ همش باید مشتمُ باز و بسته کنم تا سِر نشه ولی انقد گرممه
مدام تو خونه تغییر موقعیت میدم..
بیرونم همینه...
کافیه پامُ بذارم بیرون تا با ملایم ترین نسیم پاییزی اشک چشمم راه بیوفته..
نوک بینیمم کِ همیشه قرمزه..
+ولی من گرممه:(

ادامه مطلب  

اندر بصیرت  

بسم الله الرحمن الرحیماینکه چپاول کنی اختلاس کنی خون مردم را توي شیشه کنیپول مردم را بالا بکشیحقوق بازنشسته را ندهی و صندوق های بازنشستگی را خالی کرده باشیبعد که مردم اعتراض میکنند ربطش بدهی به تحریک دستگاه های جاسوسی بیگانهاین کلک دیگر نخ نما شدهولی اینکه پس از حمایت آنها از اعتراضات ، بلافاصله بهانه ای بشود برای سرکوب مردم این نشانه این است که شما با آنها خیلی هماهنگ هستیدنکته دان.

ادامه مطلب  

اندر احوالات دلتنگی پنج‌شنبه‌ها  

   از وقتی که بچه بودم از این که روزا رو به خاطر موقعیتشون تو هفته قضاوت کنم یا باعث بشه ازشون بدم بیاد، بدم میومد. روزای هفته که گناهی نکردن اگه ما شنبه‌ها روز اول کاریمونه، اگه ما چون ملت تنبلی هستیم از صبحا شنبه بدمون میاد. دنیای کودکی بود و بدون جو زندگی تو دنیای آدم‌بزرگا و دردسرای زندگی به عنوان بزرگسال، فکر می‌کردم قهرمانم و به خودم قول داده بودم که آدم‌بزرگی مثل بقیه آدم‌بزرگای دوروبرم نباشم. به خودم قول دادم که آدم‌بزرگ عبوس

ادامه مطلب  

ترجمه آنلاین  

برای ترجمه متن یا کلمه در مواقعی که دسترسی به دیکشنری نیست با استفاده از مترجم گوگل می توانید متن یا کلمه خود را ترجمه کنید
توضیح : باتوجه به اینکه ترجمه های این سایت تخصصی نیست فقط برای مواقع ضروری خوب بوده و دارای اشکالاتی در ترجمه می باشد
برای اینکه وارد مترجم گوگل بشويد علاوه بر جستجو (ترجمه گوگل)می توانید مستقیما از طریق آدرس زیر وارد مترجم گوگل بشويد :
https://translate.google.com

ادامه مطلب  

اندر تصمیمات کبراییه من  

امروز عموي بابا در سن تقریبا هفتاد و پنج سالگی تجدید فراش کرد. خانومش یک سال پیش فوت شده بود' امروز با چنتا ماشین رفتن دنبالش و عروس خانوم رو بردن ب خونه مارو هم دعوت نکردن ک بریم بزن و برقص براشون راه بندازیم. خخخخخ (:
امیدوارم خوشبخت بشن
.............
امروز یدفعه بسرم زد بعد از تموم تصمیماتی ک گرفتم و ولشون کردن روبان دوزی رو هم امتحان کنم.
بنظرم جالب میتونه باشه
یادم باشه فردا چنتا فیلم اموزشی ازش دانلود کنم.
در کنارش برنامه خوندن زبان و تفسیر قران

ادامه مطلب  

از سه شنبه ۲۱ آذر تا جمعه۲۴ آذر  

اندر احوالات این روزها(۱): سلام به روي ماهم به چشمون سیاهم! خیلی وقته چیزی ننوشتم، خب وقت چندانی نداشتم، خداروشکر امشب وقتم آزادتره! طومار باید بنويسم امشب! 
اندر احوالات این روزها(۲): خب...از روز سه شنبه باید شروع کنم، سه شنبه از صبح که رفتیم سنجش، خوب بود آزمونش، فقط زمینش سخت بود، ینی سخت نبودا، ما یاد نداشتیم، این از آزمون، بعد آزمون اومدم بیرون با پری بودم عمه جان هم به ما پیوست، ساعت پنج دقیقه به یازده عمه برگشته بهم میگه مریم میای بریم نم

ادامه مطلب  

عاقبت دشمنان حضرت ربّ اعلی:  

____________________________________________________حاجب الدوله :____________این مرد سفاک بی باک یعنی حاج علی خان اعتماد السلطنه مراغه ای که در اواخر حال حاجب الدوله هم او را میگفتند به سزای عمل زشت خود رسید. این شخص نسبت به امر حضرت اعلی بسیار پر عداوت بود بسیار مخالفت میکرد عده زیادی از بابیان را که مردمی بی پناه بودند از دم شمشیر گذارند حضرت ولی امر الله در لوح قرن ایران اورا "حاجب غدار" می نامند.این شخص سفاک از صدارت معزول شدو اموالش مصادره گردید و به خسران شدید مبتلا

ادامه مطلب  

رضایتمندی  

می توانیم از فضای گستردهء اگاهی خود به گونه ای به زندگی بنگریم که دیگر فقدانی دران نبینیم.چه می شد اگر می توانستیم گنجی پنهان را در این جستجو پیدا کنیم ، گنجی که حتی در وسط درد ورنجی عظیم ، حسی از رضایتمندی به وجود اورد.
ص۲۶۱
سیلی واقعیت

ادامه مطلب  

 

سبت سلمی بصدغیها فؤادی
و روحی کل یوم لی ینادی
 نگارا بر من بی‌دل ببخشای
و واصلنی علی رغم الاعادی
 حبیبا در غم سودای عشقت
توکلنا علی رب العباد
 امن انکرتنی عن عشق سلمی
تزاول آن روي نهکو بوادی
 که همچون مت به بوتن دل و ای ره
غریق العشق فی بحر الوداد
 به پی ماچان غرامت بسپریمن
غرت یک وي روشتی از امادی
 غم این دل بواتت خورد ناچار
و غر نه او بنی آنچت نشادی
 دل حافظ شد اندر چین زلفت
بلیل مظلم و الله هادی
 
 یکی از اطرافیانت از شما کمکی می‌خواهد
دست

ادامه مطلب  

دانه  

 دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود! دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه! گاهی سوار باد می شد و از جلوي چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روي زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم، من این جا هستم. تماشایم کنید. اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.دانه خسته بود از این زن

ادامه مطلب  

27  

شرح گويم از لب خندان دوست
رازهای ساده و پنهان دوست
شرح گويم از کلام بی کلام
شعر های ناب و بی فرجام دوست
شرح گويم از بلا های مسیر
راه پر پیچ و خم و ويران دوست
شرح گويم دزد های راه را
این دل بی چاره و فرمان دوست
شرح گويم اشک چشم و بغض عشق
در ره حفظ فقط ایمان دوست
شرح گويم حیلت خناس را
در ره بشکستن فرمان دوست
شرح گويم دلبری و جاه و مال
نقشه شیطان بود در راه دوست
شرح گويم اشک های ناب را
نیمه شب در خلوت پنهان دوست
شرح گويم لذت عشق تورا
انکه میخوانم تو را

ادامه مطلب  

- سیاهچاله های فضایی  

 سیاهچاله های فضایی پدیده های عظیمی اند که تحقیق درباره وجود آنها تا بیش از نیم قرن ذهن دانشنمدان را به خود مشغول داشت تا اینکه سرانجام به وجود آنها اذعان کردند. دانشمندان می گويند: هنگامی که ستارگان بزرگتر می شوند ( سوخت هسته ای خود را به طور کامل تمام می کنند و در نیتجه نیروي گرانش موجود در آن بر ستاره غلبه کرده  و باعث فرو ریزش آن به داخل و) تشکیل سیاه چاله می شود. هیچ چیزی نمی تواند از میدان جاذبه چنین ناحیه ای خارج شود ، حتی یك دسته پرتو نور

ادامه مطلب  

92#  

من خیلی آدم حسودیم...
خیلی حسود...
حسودی میکنم که‌ چرا گل ناز دوستم گل‌میدهد اما مال من نه...
حسودی میکنم که چرا خواهر شوهرم فسنجان هایش حرف ندارد 
و من هنوز اندر خم یک کوچه ی قیمه مانده ام...
حوصله ی توضیح دادن ندارم...
اما جدیدا خیلی دنبال ذکر و دعایی هستم ک بخوانم و حسادتم 
کم شود...

ادامه مطلب  

دلم گرفت  

هم در هوای ابریِ آبان دلم گرفت
هم در سکوتِ سردِ زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نـم‌نـمِ باران...دلم گرفت
با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر...وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنتمانند عصر جمعهٔ تهران دلم گرفت...
مجید_ترکابادی 

ادامه مطلب  

یک کتاب خوب  

خیلی سال است که کتاب خوب به زبان فارسی و در ایران، کمیاب شده است.
"جهان لغزنده است" نوشته آنتونی گیدنر و به ترجمه علی عطاران از کتابهای خوبی است که حیف است آن را نخوانید، به خصوص اگر به مسائل اجتماعی علاقمند هستید. ترجمه این کتاب تحسین برانگیزاست، این هم از اتقاقات نادر است، ترجمه خوب کم پیدا می شود. از آقای عطاران و ناشرش کتاب پارسه متشکریم که این کتاب را زود و خوب به دست خواننده های ایرانی رسانده اند.
 

ادامه مطلب  

شهید گمنام دوباره عازمت شدم وای وای وای  

سخت است فهمیدن و سکوت کردن.فالی زدم این شعر حافظ باعث شد ،روي تپه ی نورالشهدای شهر در کنار دوست شهید گمنامم ،آرام اشک بریزم و دم نزنم.

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد


آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد


کس نمی‌گويد که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد


لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد


شهر یار

ادامه مطلب  

اولین جلسه ضمن خدمت  

اولین جلسه ضمن خدمت همکاران گرامی در تاریخ 9 آذر ماه 1396 با حضور همکاران گرامی شاغل در منطقه برگزار گردید.
فهرست کتابهایی که در اولین جلسه ضمن خدمت روز پنجشنبه معرفی شد،
1)"نامه های خط خطی" نوشته خانم عرفان نظرآهاری
2)"شفای کودک درون" اثر لوسیا کاپاچیونه ترجمه گیتی خوشدل
3)"بنويس تا اتفاق بیفتد" -آفرینش توانگری از طریق نوشتن- / اثر هنریت کلاوسر/ ترجمه گیتی شهیدی/ با مقدمه مسعود لعلی
4)جاناتان مرغ دریایی / اثر ریچارد باخ/ ترجمه های گوناگون دارد. /سی د

ادامه مطلب  

2048  

سالها پیش بود ... شاید بیشتر از 20 و اندی سال قبل
از معلم زبانم پرسیدم "آخرین نگاه" به انگلیسی چی میشه 
تظاهر میکرد باید بدونه دقیقا چی میخوام بگم تا بتونه ترجمه اش رو بهم بگه
الان میدونم یا بیسواد بوده یا فضول
چون ربطی نداره ... آخرینِ هر چیزی یه معنی داره یه ترجمه
امروز بعد از دو دهه توي این موزیکِ جازِ زیبا 
خانم خوش صدای خواننده مدام از سوز و گدازِ اخرین نگاه میگفت
من کاملا درک کردم چی میگه
سالها پیش دلم میخواست به انگلیسی از عطش و تمنای آخرین

ادامه مطلب  

کیومرث  

عمق مرا ای  سپار
سپاس  دادی
چنان  شاهنامه
کیومرث زایید
چون تويی قهرمانم
کیان تويی
مرز تويی
جانباز تويی
عشق  یک مرد جنگی  چیز جذابی است
برای من
می گردم در وجودت
در چشمان مهربانت
جسارت  جنگیدن  را
نمی بینم
اما می فهمم  برای خودت است
اما نمی توانی شجاعتت  را از چشمانت  از من پنهان کنی
می خواهی بگويی عادی هستی  فقط دوستم داری
اما این راز من است
تو را چگونه دوست دارم
دوست داشتن  تو
خوب است
خوب 

ادامه مطلب  

مقاله-ترجمه-شده-خواص-مکانیکی-و-فیزیکی-تخته-چندلا-ساخته  

مقاله ترجمه شده خواص مکانیکی و فیزیکی تخته چندلا ساخته شده از روکشهای اصلاح نشده و اصلاح شده حرارتی
مقاله ترجمه شده خواص مکانیکی و فیزیکی تخته چندلا ساخته شده از ونیر (روکش)های اصلاح نشده و اصلاح شده حرارتی، در قالب فایل word و در حجم 15 صفحه، همراه با مقاله زبان اصلی انگلیسی بصورت فایل pdf و در 8 صفحه، مربوط به سال 2015.

ادامه مطلب  

فریدون مشیری  

بگذار که بر شاخه این صبح دلاويزبنشینم و از عشق سرودی بسرایمآن گاه به صد شوق چو مرغان سبکبالپر گیرم از این بام و به سوي تو بیایمخورشید از آن دور، از آن قله پربرفآغوش کند باز، همه مهر همه نازسیمرغ طلایی پر و بالیست که چون مناز لانه برون آمده، دارد سر پروازپرواز به آنجا که نشاط است و امید استپرواز به آنجا که سرود است و سرور استآنجا که سر و پای تو در روشنی صبحرويای شرابیست که در جام بلور استآنجا که سحر، گونه گلگون تو در خاکاز بوسه خورشید چو برگ گل

ادامه مطلب  

خدمت و خیانت روحانیت ( ۳ )‌  

 
در افسانه های ایران
اسفندیار پسر گشتاسب قهرمان جنگهای ایران و توران است بظاهر برای پیش بردن دین بهی اما در واقع برای گرفتن باج از دیگر سرزمین ها. 
در اولین جنگ با تورانیان، اسفندیار پیروز می شود. به پاس این پیروزی ، گشتاسب بسوي زابل می رود تا دمی را خوش بگذراند و آنجا مهمان رستم است. و نیز  با این پیروزی  گشتاسب می ترسد که اسفندیار بجایش بر تخت سلطنت بنشیند و به همین دلیل هم او را زندانی می کند. 
اما زرتشت و نیز موبدان - جاماسب - هیچ گونه اعترا

ادامه مطلب  

شکوه  

ای دولت دل ز غم رهایم بنما
از دست بشد صبر، صدایم بنما
این زخم دلم دگر فراوان شده است
بازآ به درم، نیک علاجم بنما
هر کس که مرا بدید بهرم بگریست
از گریه شدم خسته، تو شادم بنما
شرح رخ زیبای تو با خون بنوشتم
فریاد که خواندی و بگفتی که ترکم بنما
گفتم که دمی، لطف تو آید به سراغم
گفتی هر آن لطف که کردم همه پنهان بنما
آرامش عشاق به یک غمزه ی معشوق مهیاست
نیست در این دلم آرامشی ای عشق تو باور بنما
دوران درازی که بر این درد به سر شد
عمریست که بخشید خداوند و

ادامه مطلب  

اشعار .وتاه و زیبا از مولانا  

اشعار کوتاه و زیبا از مولانا
اشعار کوتاه مولوي آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است انصاف بده چه لایق آن دهن است شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز این بی‌نمکی ز شور بختی منست
 
اشعار کوتاه مولوي آن خواجه که بار او همه قند تر است از مستی خود ز قند خود بیخبر است گفتم که ازین شکر نصیبم ندهی نی گفت ندانست که آن نیشکر است
 
اشعار کوتاه مولوي آن سایه‌ی تو جایگه و خانه‌ی ما است وان زلف تو بند دل دیوانه‌ی ما است هر گوشه یکی شمع و دو سه پروانه است اما نه چو شمع که پر

ادامه مطلب  

جان ماست هنوز...  

اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز                       به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز

 


ندانم از پی چندین جفا که با من کرد                           نشان مهر وي اندر دلم چراست هنوز؟

 


چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد                        به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز

 


بُتا تو روي ز من برمتاب ودستم گیر                          که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز

 


کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق                   میان عاشق و معشوق ماجراست

ادامه مطلب  

تبلیغات پاپ آپ  

 
دیجیتال مارکتینگ  را اندر کشور عزیزمان ایران بسیاری دوباره پیدا كردن شرکت های ثمین و استارت آپ ها مبدا به نمودن خدمات  درون مدلهای متنوع  ،خدمات متنوعی را فایده مشتریانشان عرضه میدهند. برای خواندن مطالب بیشتر به سایت تبلیغات رایگان در اینترنت مراجعه کنید.
 
از مطلع آن که طراحی سایت ، سئو ، تبلیغات کلیکی ، تبلیغات اندر گوگل ، تبلیغات بنری کلیکی و امین در وبسایت های پربازدید اخلاص اپلیکیشن های موبایل ،رپورتاژ آگهی ، تبلیغات ويدئويی قدس ت

ادامه مطلب  

87  

شاید حدود ده سال است که همدیگر را ندیده‌ایم، وقتی می‌رسیم بعد از سلام اولین جمله‌ای که می‌گويد این است: "تو اصلاً عوض نشده‌ای"... بله، ظاهرم تغییر چندانی نکرده، البته به لطف پنهان کردن موهای سفیدشده زیر موهای سیاه‌رنگ. باران می‌زند، چهارم دیِ نود و شش است و جایی وسط میرداماد می‌رويم که بنشینیم پشت میز یک کافه و یک ساعتی از زندگی‌مان توي این دهه‌ای که گذشته را برای هم تعریف کنیم. آدم‌ها را اینطور از توي تاریخ می‌کشم بیرون، خاک روي خاطرا

ادامه مطلب  

سبزم اما حیف...چون دیگر بهارت نیستم (یاسررشیدپور)  

سبزم اما حیف...چون دیگر بهارت نیستم
من دگر آن ماه درشب های تارت نیستم
 
بغض هایم را درون سینه پنهان می کنم
در پیِ آن شانه ی بی اعتبارت نیستم
 
روز برفی و من و قهوه ، هوایی دلنشین
کاش برگردی، ببینی در کنارت نیستم
 
زیر باران و تگرگِ خاطراتت باش با
شانه ی چتر خودت تنها ، که یارت نیستم
 
بعد از این در خواب هم دیگر نمی بینی مرا 
می روم از خاطرت ، دل بی قرارت نیستم
 
عاشقی سوءتفاهم بود در ذهنت، و من 
عاشقت بودم ولی حالا دچارت نیستم
 
#یاسررشیدپور

ادامه مطلب  

غزل ۵۹۰ عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی  

عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکییا چو بود اندر دلم کمتر فزودی کاشکیآزمودم درد و داغ عشق باری صد هزارهمچو من معشوقه یک ره آزمودی کاشکینغنويدم زان خیالش را نمی‌بینم به خوابدیدۀ گریان من یک شب غنودی کاشکیاز چه ننماید به من دیدار خويش آن دلفروزراضیم راضی چنان روي ار نمودی کاشکیهر زمان گويم ز داغ عشق و تیمار فراقدل ربود از من نگارم جان ربودی کاشکیناله‌های زار من شاید که گر کس نشنودلابه‌های زار من یک شب شنودی کاشکیسعدی از جان می‌خورد سوگند

ادامه مطلب  

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت  

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت


گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت


یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت


در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت


خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت


گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داش

ادامه مطلب  

1722  

دیشب یکی از دوستام یه وويس فرستاد که آهنگِ ترکیُ به فارسی ترجمه کرده بودن( اولماز اولماز ) واای اون می خوند اولماز اولماز اولماز این ترجمه می کرد نمی شه نمی شه نمی شه داخل پرانتز پونزده باز :)) یا می گفت بیر قورو سوزدن اوتور یاردان ساواشماق اولماز این می گفت بخاطر دوتا حرف خشک نمی شه با دوست دختر هایت دعوا کرد :| یعنی ترجمشون توو حلقم :)) دوستانی که ترکی بلدن می فهمن چی می گم :دی  یعنی جررررر خوردم از خنده توو پذیرش :)) آقا نکنین از این کارا هرکی می ا

ادامه مطلب  

گستاخ و بی ادب شده بود.  

همیشه فکرمیکردم این درد برای من التیام یافته است.نمیدانستم هنوز استعداد بازی با عقلم را دارد..تمام شب بیداربودم تاپفهمم چرایکهو عنان زبانم راهم گرفت و لب به سخن بازکردو گفت چیزهایی راکه نباید میگفت.چیزهایی راکه اینهمه سال با تظاهر پنهان کرده بودم.صبح شد..و من هنوز جوابی پیدانکردم..نکند علتش همان ساز و آوازی بودکه آن پیرمرد دیروز درآن پارک مینواخت؟همانکه غمگین میزدو همه دورش جمع شده بودند..نکند آن این درد را سرکش کرد..نکند..کاش یک پاکن بودکه

ادامه مطلب  

ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را  

ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را

ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا


سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد

گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا


از کف تو ای قمر باغ دهان پرشکر

وز کف تو بی‌خبر با همه برگ و نوا


سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید

نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را


مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند

سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد دوا


شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود

ابر حریف گیاه صبر حریف صبا


هر طرفی صف زده مردم و دیو و دده

لیک در این میکده پ

ادامه مطلب  

شعر  

زیباترین حرفت را بگوشکنجۀ پنهان سکوتت را آشکاره کن*و هراس مدار از آن‌که بگويندترانه‌ای بیهوده می‌خوانید.چرا که ترانۀ ماترانۀ بیهودگی نیستچرا که عشقحرفی بیهوده نیستحتی بگذار آفتاب نیز برنیایدبه خاطر فردای ما اگربر ماش منّتی‌ست؛چرا که عشقخودْ فرداستخودْ همیشه است
***بیشترین عشق جهان را به سوي تو می‌آورماز معبر فریادها و حماسه‌هاچرا که هیچ‌چیز در کنار مناز تو عظیم‌تر نبوده استکه قلبتچون پروانه‌ایظریف و کوچک و عاشق است
پی‌نوشت:* برگر

ادامه مطلب  

حقیقت وارونه  

ما انسان‌ها گاهی خیلی عجیب می‌شويم. حرفی را که می‌خواهیم بگويیم، وارونه ـ و نه تماماً وارونه ـ بیان می‌کنیم و انتظار داریم که مخاطب حرفمان، آن را بشنود و منظوری که در پسش پنهان کرده‌ایم را به خوبی دریابد ـ هر چقدر هم که پیچیده باشد. خیلی عجیب است. یعنی بسیاری از اوقات، دروغ را به راستی ترجیح می‌دهیم ـ زندگی در حاله‌ای از ابهام!
یعنی از حقیقت می‌ترسیم؟ از راستی؟ پس دلیل این روگردانی و فراری بودن چیست؟ شاید چیزی هست که همیشه از رويارويی با

ادامه مطلب  

غزل ۵۹۵ هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی  

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالیالا بر آن که دارد با دلبری وصالیدانی کدام دولت در وصف می‌نیایدچشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالیخرم تنی که محبوب از در فرازش آیدچون رزق نیکبختان بی محنت سؤالیهمچون دو مغز بادام اندر یکی خزینهبا هم گرفته انسی وز دیگران ملالیدانی کدام جاهل بر حال ما بخنددکو را نبوده باشد در عمر خويش حالیبعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالشوز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالیاول که گوي بردی من بودمی به دانشگر سودمند بودی بی دولت احتیالیسال و

ادامه مطلب  

غزل ۸۸ با خردمندی و خوبی پارسا و نیک خوست  

با خردمندی و خوبی پارسا و نیک خوستصورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوستگر خیال یاری اندیشند باری چون تو یاریا هوای دوستی ورزند باری چون تو دوستخاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببرآبروي مهربانان پیش معشوق آب جوستشاهدش دیدار و گفتن فتنه اش ابرو و چشمنادرش بالا و رفتن دلپذیرش طبع و خوستتا به خود بازآیم آن گه وصف دیدارش کنماز که می‌پرسی در این میدان که سرگردان چو گوستعیب پیراهن دریدن می‌کنندم دوستانبی‌وفا یارم که پیراهن همی‌درم نه پوستخاک س

ادامه مطلب  

بمیران خودت را  

من گمشده ام در میان شما ‌، درمیان قلب های نفرت انگیز گرم، درمیان خودکشی های چندساعته، درمیان استکان های نشسته و عرق کرده. گمشده ام که بسازم خرابی هارا،که طلوع کنم تاریکی های مغزهارا که بنويسم نگفته های عمیق مرداب را. لجن زار ذهنم را رز خواهم کاشت یا شاید شیپوری که باور شوم که باور کنم ناامیدی عرق هارا. خودت را بکش تا بسازی خدارا تا باور کنی ناخدارا. راهی نیست باید پنهان عریان شوي در دست های خودت ،غرق کنی فاحشه را.پایان بده به چشم هایت ،کور شو

ادامه مطلب  

خسارت زلزله به 1300 واحد مسکونی در ملارد  

به گزارش خبر فوری
به نقل از  تسنیم، علی اکبر خراسانی در جمع خبرنگاران با اشاره به خسارات
زلزله اظهار داشت: تاکنون در بررسی‌های کارشناسان بنیاد مسکن و شهرسازی در
دو زلزله اخیر در ملارد به بیش از 1300 واحد مسکونی که بناهای ويلایی قدیمی
و آپارتمانی بوده‌اند، خسارت وارد شده است.وي افزود: برخی از این خسارت‌ها
در بخش سازه‌ای و بخش دیگر به جهت ترک‌خوردگی دیوار و سقف بوده است که
تاکنون این خسارت‌ها بیش از 340 میلیارد ریال برآورد شده است. ادامه خ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1